نواخو انی زنانه ومردانه در مجالس عزا وماتم در کوچ

وقتی یکی از بستگان فوت می کرد ودیگران خبر دارمی شدند که کدام شخص فوت کرده است همه ی اهالی روستا و اشنایان وبستگان از روستاهای همجوار وشهر خودرا موظف می دانستند که در مراسم تشییع حضور یابند وبا صاحب عزا اعلان همدردی کنند وبگویند که ما درغم شما شریک هستیم بویژه ساکنین روستازیرا عقیده داشتند که اگرخدای ناکرده در جلسه تدفین وغسل وکفن نباشندصاحب عزا را از خود رنجانیده اند وبقول محلی ها نسبت به بانیان عزا بی محلی یعنی بی احترامی کرده اند .بنابراین رسم بود که هرکه ازراه دور یا نزریک به مجلس عزاو ماتم می آمد هنگام روبرو شدن با صاخبان عزا اشعاری متناسب به عنوان تسلیت گویی خطاب به صاحب عزا می خواند ویکی از نزریکان صاحب عزاهم به او پاسخی در خور ومناسب می داد .مثلا تسلیت گو با صدای بلند وسوزان شعر زیر را می خواند :ای چرخ چه خانه ها که ویرا ن کردی    در ملک بدن تو غارت جان کردی 

هردانه ی قیمتی که آمد به جان     بردی توبزیر خاک پنهان کردی   یا می خواند : 

چه شد که ای گل من این چنین تو پژمردی   چراغ محفل من از چه زود افسردی ؟

مگر بخواب چه دیدی که لب فرو بستی   دل شکسته ی مارا دو باره بشکستی 

یکی از نزدیکان صاحب عزا جواب میداد باصدای بلند وسوزان :   

 ای دوستان به مجلس ماتم خوش آمدید     مستو فیان دایره ی غم خوش آمدید 

اجر شما بروز جزا می دهدحسین        با حوریان ،خدیجه ومریم خوش امدید     وباز فرد اول یعنی تسلیت گو اشعار دیکری مناسب عزا می خواندو ویکی از صاحبان عزا پاسخ مناسب می داد وسپس تازه واردین اخلاص وفاتحه سر می کرد ومثلامی گفت : الحکم للله تعالی یا می گفت : ارواح روح مومنین ومومنات مسلمین ومسلمات کافه وعامه ی اهل ایمان ذکورا اناثا شیخا شابا با ارواح اموات جمع حاضر الخصوص روح نورفته ی تازه گذشته مرحوم مغفورملا علی را از روح پاک شهدای دشت کربلا متبرک گردانیده یکبار فاتحه الکتاب وثلاثه الاخلاص والصلوات .آنگاه همه افرادا فاتحه وسه بار سوره اخلاص رامی خواندند ووقتی تسلیت گو مطمِءن می شد که همه اخلاص خوانده اند خطاب با صاحبان عزا می گفت : خداوند رحمت کناد خداوند بیامرزد خداوند به شما صبر بدهد وصاحب عزا چاسخ می داد :گویا بحق باشید، زحمت کشیدید، خوش آمدید، قدم بر چشم ما نهادید، صفا اوردید .

 خدا اموات ورفتگان شماراهم بیامرزدخداوند به شما طول عمر بدهد....   واما در مجلس زنانه هم غوغایی بر پابود وهریک از زنان که واردمی شدند وبه زن ویا دختر خانواده می رسیدند نواهایی متناسب با کسی که در گذشته وهم چنین متاسب با نسبتی که با شخص متوفی داشتند ویا اینکه مرده مادر بوده یا پدرخانواده بوده یا اینک جوان بوده ویادختر بوده ویا پسر جوان بوده با در نظر گرفتن همه ی این جوانب نوا یی مناسب آن احوال می خواندندکه ذیلا مشاهده خواهید ومادر خانواده یا خواهر شخص متوفی پاسخی مناسب با نوای خوانده شده می دادکه در اشعار ذیل نمونه های آن به خوانندگان تقدیم می گردد مثلا تازه وارد می خواند :

درآن خانه که مادر ناله می کرد    شکایت با گلای لاله می کرد    سر بالین خود هیچ کس نمی دید  به صد حسرت گریبون پاره می کرد   .وصاحب عزاپاسخ می داد : ای دوست خوش امدی (امدید) صفا آوردی

صد خدمت شایسته بجا آوردی     صد رحمت و آفرین براین عقل شما   امروز بزرگتری بجا آوردی !

در اخرین وداع با میتی که غسل داده شده واماده حرکت بسوی قبرستان می باشد زنان ویا دختران متوفی میخوانند :فلک چو طرح جدایی میون ما انداخت   ببین ترا بکجا ومرا کجا انداخت 

تورا به کنج لحد ومرا به خانه ی غم     که سنگ تفرقه آخر میون ما انداخت  یا می خواندند:

ببردند گل ، گل از گلخانه بردند   گل مارا به غسالخانه بردند     دمی که آب وکافورش بریزند

رمق از پا ونور از خانه بردند واما برگردیم به نواهای زنانه در مجلس عزا  

از زبان دخترکه مادرش مرده : مادرمایم وجون مادر مایم   مو چایی خور(خودرا) زدست مادر مایم 

دوستو (دوستان) همگی بحال مو میگریند    مو مادر  خور از همه بهتر مایم (می خواهم)

راه اومده یم تموم راه اومده یم   ای(این)راه تمو م سنگ وسخال اومده یم  پنداشتم که مادرم بر جایه 

 حالا که نیه (نیست) مو به چه کار امده یم (امده ام )

یک نیم دلم کباب ویک نیم خراب     یک نیم بسوخت زداغ ونیمی زفراق   گر داغ وفراق هردو بیایند بر مو   از داغ ننالم که بسوختم زفراق 

پیشون سرا گرد وغبار آورده    چار گوشه ی سرا بنفشه بار آورده     دیدار که هر صبح ومسا می دیدم

 امروز خدا زمو زوال آورده   

 ای دوست خوش آمدید به غم خونه ی ما   روشن کردی خونه ی ویرونه ی ما   

شیرین تر از این سخن نمی تونم گفت    هرجاکه قدم گزاردی بر دیده ی ما 

 ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست  بی داد گری پیشه ی دیرینه ی توست ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند   صد گوهر قیمتی که در سینه ی توست 

 ماغمزده ها زکربلا می آیم( می اییم)  پوشیده سیاه به هر عزا می آیم ( میآییم)

 ما غمزده هاحسین را ناداریم ( بگذاردم)    آیابه چه رو ز کربلا می آیم 

 در مرگ برادر از زبان خواهر :هرکس که برادر عزیزی دارد     در نقره نشونده که عقیقی دارد 

هرکس که ندارد زقیامت خبری     ازروی دلم نشانه ای بر دارد 

در خاک تویی وبر سر خاک مویم (منم)    بی غم تویی به غم گرفتار مویم ( منم)

تو تکیه بجای جاودانی زده ای       با طعنه ی دشمنان گرفتار مویم ( منم )

آیم بسر خاک تو روزی صد وبیست   خشتون ( خشتهای) سر لحد بحالم مگریست ( می گریست )

گر از تو بپرسند سر خاکت کیست ؟    خود می دانی که سوخته ی زار تو ، کیست ؟

فلک کورشی (شوی)که کور کردی چراغم   ببردی بلبل خوش خوان باغم 

ببردی بلبلم  زندان نمودی         دگر بلبل نمی خواند به باغم 

آن خواهر دل کباب مو خواهم بود    بنشسته به درد وداغ مو خواهم بود 

 غمهای جهان وجملگی بر دل مو        آن سوخته ی نامراد مو خواهم بود 

یارب چه مشد ( می شد ) مرگ برادر نمبود(نمی بود)   این شال عزا بر سر خواهر نمبود(نمبد+ نمی بود)

یارب چه مشد که خواهرو( خواهران ) می مردند     این داغ گران بر دل خواهر نمبود(نمی بود)

 مرا باور نمی آید که ماه از آسمان رفته   مرا باور نمیآید که خورشید از جهان رفته    

از آن ماه واز ان ابرو از آن محراب پیشانی     مراباور نمی آید عزیزم از میان رفته 

مادر که مرا بناز می داشت برفت           غم بر دل مو روا نمي داشت برفت 

آن كس كه مرا به غم نمي تونست دید   بر اسب اجل نشست وچون باد، برفت 

 همی نالم که مادر در برم نیست     شکوه سایه ی او بر سرم نیست 

مراگردولت عالم ببخشند.    برابر با نگاه مادرم نیست

نوحه های دسته جمعی که در مجلس زنانه یک خانم ذاکر اهل بیت می خواند وهمه ی زنان حاضردر مجلس دسته جمعی یا با دو دست برسد می زنند ویا بادودست به سینه می زنند وبه این کارسروازدن ویا برسرزدن وسر واکرون می گویند بعداز هر بیت یا بعد از هردو بیت یک عبارت به عنوان:میان بندتوسط همه حاضرین تکرار می شود مثل:واویلا صدواویلا صد واویلا:

چون دید جوان گل عذارش   اکبر خلف بزرگوارش.  قامت به لباس رزم آراست

رخصت زپدر گرفت وبرخاست.  واویلاصدواویلاصد واویلا

بردامن او بزار آویخت  ازدیده بجای اشک خون ریخت.  فرمود که ای عزیزمادر. بنشین تودمی ای علی اکبر واویلا صد واویلا...

تا شانه کشم به کاکل تو   شویم به گلاب سنبل تو.  پنهان نظری به مادر انداخت.  تا باردگر به سرمه ی ناز.   چشمی که نهان بود نگاهش  چون طالع خود کنم سیاهش- ای اکبر تاجدار مادر  ای یوسف گل عذار مادر واویلاصد واویلاصد واویلا

زانروزکه شیر خواره بودی. زینت ده گهواره بودی  شب تا به سحر نیارمیدم درپای تو رنجها کشیدم  که امروز تو بدستگیری من  باشی تو عصای پیری من  من هم به شب عروسی تو    آیم به دیده بوسی تو  واویلا صد واویلا---

دربزم تو عون پاگذارد  مسلم به کفت حنا گذارد   در حجله سکینه خواهر تو  آیینه نهد برابر تو  در حجله تو چون قرار گیری.  باب تو جوان شود به پیری  آخر به تنت به نامرادی  گردیده کفن قبای شادی  اکنون چه کنم سرور گویم یا گریم ورودرود گویم -  واویلا صد واویلاصد واویلا.......

پدرم رفتی وچون شمع تو خاموش شدی.  ترک ما کردی وبا خاک هم آغوش شدی

خانه را نوری اگر بودزرخسار تو بود   ای چراغ دل ما از چه تو خاموش شدی----

پنهان بخاک گشته چو قدرسای تو    غمگین مباش در دل ما هست جای تو

ازمرگ ناگهانیت ای مهربان پدر    بیگانه سوخت تا چه رسد آشنای تو----

حیف از توای پدر که شدی هم نشین خاک.   زیراکه جایگاه تو بر دیدگان ماست

عمرت به نیک نامی ومهر ووفا گذشت    یادت همیشه دردل وروح وروان ماست---

پدرجان یاد آن شبها که مارا شمع جان بودی   میان ناامیدیها امید جاودان بودی

برایت زندگانی گرچه یکسررنج وسختی بود   بنازم همتت بابا که تا بودی صبورومهربان بودی----

چهل روز گذشت پدر که جمالت ندیده ایم.     دیگر گلی زباغ وصالت نچیده ایم 

صد سال اگر بگذرد از فراق تو    ما از فراق ودوری تو قد خمیده ایم----

نوحه دسته جمعی که در مجلس زنانه می خوانند وهمه ی افراد برسریا برسینه میزنند وبه عمل انها سر وازدن می گویند که با شوروشین خاصی همراه است وعبارت :کربلا یا کربلا یا کربلا -بعد از هر بیت توسط زنان حاضر ضمن برسرزدن ویا برسینه زدن تکرار می گرددوبقول اهل محل پی خوانی دسته جمعی می شود:ازکجا می آیی ای مرغ حزین  ازچه نالانی چنین ای دلغمین؟

کربلا یاکربلا یاکربلا.---خود چه گویم ای علیل بینوا   میرسم از سرزمین کربلا. کربلا یا کربلا یاکربلا--- ای زبان بسته دلت محزون چیست ؟ میچکد ازبالهایت خون زکیست؟ کربلا یا کربلا یا کربلا.---لال گردم لال ای حسرت نصیب

باشد این خون، خون حلقوم غریب   کربلا یا کربلا یاکربلا ---  زود بر گونامش ای خونین جگر  چون که میدارم غریبی در سفر  نام او باشد مقتول سنین   باب زارش شاه بی لشکر حسین-  کربلا یا کربلا یا کربلا----  باز گو از اکبر شیرین سخن   کی بیاید در وطن دنبال من

کربلا یا کربایا کربلا.   خاک بر سر کن که اکبر کشته شد   از جفا شبه پیمبر کشته شد کربلا یا کربلا یا کربلا.   باز گو از قاسم ودامادیش.  ازحنا بندان وعیش وشادیش. کربلا یا کربلا یا کربلا.عیش قاسم شد مبدل با عزا.  بسته شد ازخون حنا بردست وپا  کربلا یاکربلا یا کربلا  باز گو میر علمدارم چه شد   شش برادر یار وغمخوارم چه شد   قطع شد دست علمدار حسین   کشته شد یاران به صد افغان وشین کربلا یا کربلا یا کربلا   

باز گو از عمه ه وخواهرانم ای صغیر  عزتی دارند یا خوار وذلیل؟ کربلایاکربلا یاکربلا. عمه ها وخواهرانت خوار وزار   چون اسیران فلک در زنگبار  

کربلا یا کربلا یا کربلا.....نوحه دیگر ویژه مجلس زنانه که در ماتم افراد خوانده می شد ذیلا به نگارش میآید:حسینم واحسینم واحسینم----

بیاد آمد مرا از حال زینب  بسوزد دل بر آن احوال زینب    حسینم واحسینم واحسینم    زداغ نوجوان شاهزاده اکبر  کمان شد قامت رعنای زینب حسینم واحسینم واحسینم   زداغ قاسم ودامادی او  سفید گردیده گیسوهای زینب  حسینم واحسینم واحسینم. زداغ اکبر شیرین زبانش  بسوخته هم پر وهم بال زینب  حسینم واحسینم واحسینم   فلک بر هم زدی سامان زینب  خرابه کردی آخر جای زینب   حسینم واحسینم واحسینم.   به شامش بردی ودادی به دشمن    چه می خواهی فلک از جان زینب.  حسینم واحسینم واحسینم.

که زینب طالع بر گشته دارد.  زدوران شش برادر کشته دارد  حسینم واحسینم واحسینم.   انیس بی کسان داد از جدایی   برادر داد وبیداداز جدایی

حسینم واحسینم واحسینم. جدایی می کند بنیاد زینب   خدا بستان زدشمن داد زینب   حسینم واحسینم واحسینم. مسلمانان مرا زینب نخوانید.  مرا محنت کش دوران بخوانید.  حسینم واحسینم واحسینم.

بیا که از سفر برگشته زینب   بیا که بی برادر گشته زینب  حسینم واحسینم واحسینم.   بیا که زینبی بر جا نمانده.   زبس که گریه کرده جان سپرده حسینم واحسینم واحسینم.....

نوحه دسته جمعی که در مجلس زنانه می خوانند وهمه ی افراد برسریا برسینه میزنند وبه عمل انها سر وازدن می گویند که با شوروشین خاصی همراه است وعبارت :کربلا یا کربلا یا کربلا -بعد از هر بیت توسط زنان حاضر ضمن برسرزدن ویا برسینه زدن تکرار می گرددوبقول اهل محل پی خوانی دسته جمعی می شود:ازکجا می آیی ای مرغ حزین  ازچه نالانی چنین ای دلغمین؟

کربلا یاکربلا یاکربلا.---خود چه گویم ای علیل بینوا   میرسم از سرزمین کربلا. کربلا یا کربلا یاکربلا--- ای زبان بسته دلت محزون چیست ؟ میچکد ازبالهایت خون زکیست؟ کربلا یا کربلا یا کربلا.---لال گردم لال ای حسرت نصیب

باشد این خون، خون حلقوم غریب   کربلا یا کربلا یاکربلا ---  زود بر گونامش ای خونین جگر  چون که میدارم غریبی در سفر  نام او باشد مقتول سنین   باب زارش شاه بی لشکر حسین-  کدبلا یا کربلا یا کربلا----  باز گو از اکبر شیرین سخن.   کی بیایددروطن دنبال من

کربلا یا کربایا کربلا.   خاک بر سر کن که اکبر کشته شد   از جفا شبه پیمبر کشته شد کربلا یا کربلا یا کربلا.   باز گو از قاسم ودامادیش.  ازحنا بندان وعیش وشادیش. کربلا یا کربلا یا کربلا.عیش قاسم شد مبدل با عزا.  بستهشد ازخون حنا بردست وپا  کربلا یاکربلا یا کربلا.  باز گو میر علمدارم چه شد   شش برادر یار وغمخوارم چه شد.   قطع شد دست علمدار حسین.   کشته شد یاران به صد افغان وشین. کربلا یا کربلا یا کربلا   

باز گو از عمه ه وخواهرانم ای صغیر.  عزتی دارند یا خوار وذلیل؟ کربلایاکربلا یاکربلا. عمه ها وخواهرانت خوار وزار   چون اسیران فلک در زنگبار  

کربلا یا کربلا یا کربلا.....نوحه دیگر ویژه مجلس زنانه که در ماتم افراد خوانده می شد ذیلا به نگارش میآید:حسینم واحسینم واحسینم----

بیاد آمد مرا از حال زینب.  بسوزد دل بر آن احوال زینب.    حسینم واحسینم واحسینم    زداغ نوجوان شاهزاده اکبر  کمان شد قامت رعنای زینب حسینم واحسینم واحسینم   زداغ قاسم ودامادی او.  سفید گردیده گیسوهای زینب حسینم واحسینم واحسینم. زداغ اکبر شیرین زبانش  بسوخته هم پر وهم بال زینب  حسینم واحسینم واحسینم.   فلک بر هم زدی سامان زینب.  خرابه کردی آخر جای زینب   حسینم واحسینم واحسینم.   بشامش بردی ودادی به دشمن    چه می خواهی فلک از جان زینب.  حسینم واحسینم واحسینم.

که زینب طالع بر گشته دارد.  زدوران شش برادر کشته داردحسینم واحسینم واحسینم.   انیس بی کسان داد از جدایی   برادر داد وبیداداز جدایی

حسینم واحسینم واحسینم. جدایی می کند بنیاد زینب   خدا بستان زدشمن داد زینب   حسینم واحسینم واحسینم. مسلمانان مرا زینب نخوانید.  مرا محنت کش دوران بخوانید.  حسینم واحسینم واحسینم.

بیا که از سفر برگشته زینب   بیا که بی برادر گشته زینب  حسینم واحسینم واحسینم.   بیا که زینبی بر جا نمانده.   زبس که گریه کرده جان سپرده حسینم واحسینم واحسینم..... اما ادامه نواهای زنان روستای کوچ ذیلابه نگارش درمی آید:

تو ای برادر با جان ودل برابر من  بیا که مرگ حسن ریخت خاک بر سر من   بیا که شددل زینب زغصه ریش آخر   بیا که کرد معاویه کار خویش آخر ---- هنوز هجر نی آورد بفریادم   هنوز ماتم زهرا نرفته از یادم 

هنوز دیده ی خونبار در سراغ علی است    هنوز لاله ی دل داغدار داغ علی است ---

زمانه رخت سیه باز در برم نکند   خدا نکرده فلک بی برادرم نکند ------- یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم (بندبرگردان در نوحه زنانه زیر در مجالس ماتم وعزاداری )

چرابرتن برادر سرنداری یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم  کفن در بر تو ای سرمر نداری یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم     به کهنه جامه ای کردی قناعت  یا مظلوم حسینم یا محروم حیبنم چرا آن کهته را در بر نداری  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم  ---چرا جسمت میان آفتاب است یا مطلوم حسینم یا محروم حسینم  نسب گویا زپیغمبر نداری  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم ---سود خواهر فدای دستهایت  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم   چرا انگشت وانگشتر نداری  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم ---بغل بگشا وخواهر را بغل کن یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم    مگر مهری تو با خواهر نداری یا مظلوم حسینم یامحروم حسینم ---دهن واکرده زخم سینهی تو  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم  مگر با خود علی اکبر نداری یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم ----لبت خشکیده هم چون لعل بی آب  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم   مگر عباس نام آور نداری یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم ----سلیمان جهانی ای برادر  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم ---نسب گویا زپیغمبر نداری یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم--

اگر کشتند چرا آبش ندادند  یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم   گلوی نازکش خنجر نهادند یا مظلوم حسینم یامحروم حسینم---  

 یقین دانم که در دل آرزویی یامظلوم حسینم یا محروم خسینم  بجز دامادی اکبر نداری یا مظلوم حسینم یا محروم حسینم ------ادامه نواخواخوانی در مجالس ماتم وعزا :بصد خاری بزرگ کردم درختی    که در سایه ش نشینم گاه و وقتی    شمال اومه درخت از ریشه بر کند   بسوزه این چنین طالع وبختی .

ای چرخ فلک چرا چنینم کردی  بر سنگ زدی نگین نگینم کردیدر اول عمر خود ندیدم خوبی  

در آخر عمر گوشه نشینم کردی-     غربت خراب ومو خراب غربت  مو گوشه نشین آفتاب غربت 

شا الله که به در نیایه آب از غربت    تا مو نکشم جور وجفا از غربت ---

در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد  در قفس جون دادم و صیاد آزادم نکردم 

همتی میخواستم از گردش چرخ فلک  چرخ بی همت خرابم کرد وآزادم نکرد.---

آن جا که غریب ناله ی زار کند   آنجاکه غریب رو ی به دیوار کند    آنجا که غریب شربت آبی طلبد   مادر نبود که گریه بسیار کند .--

آنجا نبدم (نبودم ) که نقره پاشون کنم     آن جا نبدم که جون ره قر بون کنم    

آن دم که که تو بار سفر می بستی   مو خود بکشم، توره پشیمان کنم .-- الهی در غریبی کس نمیره فراق راه دور هیچ کس نبینه   فراق راه دوری که مو دیدم    مسلمان نشنوه ، کافر نبینه .--

زدست مرگ بی کس مونده یم ما   چو مجنون ستم کش مونده یم ما   زدست مرگهای ناگهانی  به خاک پای هر کس مونده یم ما .---

یارب چه مشد ( می شد) مرگ برادر نمبد(نمی بود )    این شال عزا بر سر خواهر نم بد

یارب چه مشد که خواهرو می مردند   این داغ گرون بر دل خواهر نمبد (نمی بود ).--

ما اومده یم باز که احوال بپرسم    احوال جدایی وشب تار بپرسم (بپرسیم)

چونید زغمها وچون می باشید احوال شمامونس وغم خوار بپرسم .--

چنو ناله مکن که جون ندارم   توانای ناله ی سوزو ندارم   چنو بارون غم باریده بر دل   که مو درد توره درمون ندارم .--

بیا تا ما وتو همراز باشم ( باشیم)   چو کفتر در گلوی چاه باشم    اگر کفتر نناله  ما بنالم 

زحال یک دگر آگاه باشم .--

درد دل خواهرو چنین می باشه  باداغ وفراق هم نسین می باشه   باداغ وفراق و با غم واندیشه تا روز قیامت این چنین می باشه ...---

شما که اومدی (اومدید)پرسی که چونم      چوگلهای بنفشه غرق خونم (خونیم )

چو لاله داغ دارم بر دل خود   چو گلهای بنفشه سر نگونم (سر نگونیم)..-

آن گل که کشید خطبر دیوار خونه   بگفتا موروم این خط بمونه  اگر قومو(قومان) بیایند احوال پرسند   بگو بگریخت از دست زمونه (زمانه ).---

آیاچه کنم که این دلم پردرده    رنگم چو حنا وگونه ی موزرده   چرخ همه همسران مو در گرده چرخ من بی چاره چنین ناگرده (در گردش نیست)..-

افسوس که مرگ بی خبر میآید    پیمانه که پرشود اجلمی آید   هر نیک وبدی که می کنیم در دنی 

فردای قیومت(قیامت) به نظر میآید ..

چه شد آنکس که با مو مهربون بود    چو چتری بر سر مو سایه بان بود   چو چتر افتاد ومو تنها بموندم 

چو چوب خشک در صحرا بموندم...--

جوانو(جوانان) زار میرند زار میرند(می میرند)    به گل مونند (مانند) که بر گلزار میرند   به گل مانند چو گلهای صباحی

 بصدحسرت بزیر خاک میرند (میروند)...-

ای فلک سر گشته ی اهل فنا کردی مرا   از چمن انداختی ، از جون جدا کردی مرا 

ای فلک رحمی نکردی بر من واحوال من    از چمن انداختی  از جان (جون)جدا کردی مرا .---

گرموزچنین روز خبر می داشتم   دبدار زدیار تو کی بر می داشتم   کی میگذاشتم که دیده بر خاک نهی   

خاک قدمت به دیده بر می داشتم ...--   در مرگ جوان خوانندک

جوان بودی که نخل تور (=ترا) ببستند   جوانهای دگر در غم نشستند    جوان بودی زخود بهره ندیدی   

 به صد خسرت سرخاکت ببستند...--

در مرگ مادر :مادر که مرا بناز می داشن برفت  غم بر دل مو رونمی داشت برفت 

آنکس که مرا به غم نمی تونست دید   بر اسب اجل نشست وچون باد برفت ..--

دیدی که چه شد طالع فیروزم   دیدی که بکام دشمنان شد روزم   مو جامه ی شب رنگ نمی پوسیدم   از جامه ی شب رنگ بتر شد روزم .--

چه طالع بود یارب طالع مو   دراین دنیا چه اومدبر سر مو    همان ابری که از دریا بر اومد  

نبارید تا نیومد بر سر مو (من).---

 قدت شمشاد وناخنها قلم بود    دراین ایام سوگ تو ستم بود  دراین موقع که گلها گشته نمناک

قد شمشاد تو افتاده بر خاک.--در مرگ برادر خوانند:

هرکس که برادر عزیزی دارد   در نقره نشونده که عقیقی دارد     هر کس که ندارد زقیامت خبری 

از روی دلم نشانه ای بر دارد ....---

در خاک تویی وبر سر خاک منم   بی غم تویی ، به غم گرفتار منم    تو تکیه به جای جاودانی زده ای 

با طعنه ی دشمنان گرفتار منم ...--

گر طالع بر قرار می بود مرا   با شهر کسان چه کار می بود مرا ؟  با شهر کسان وبا دیار مردم   

در خانه ی ما قرار می بود مرا..--

سرت بر دار تا رویت ببینم   کمند طاق ابرویت ببینم   کمند طاق ابرو گرد گرفته  به دستمال کتان گردش بگریرم...--

در مجلس عزا خوانند : ای تشنه لب تو طاقت خنجرنداشتی   گویا غریب بودی ومادر نداشتی 

غسلت که دادکفنت را که برید ودوخت     بر حالت غریبی تو آیا دل که سوخت ؟..---

فراق رنگ مرا هم چو کهربا کرده  رفیق روز وشبم را زمن جدا کرده   اگر به ملک غریبی به هم رسیم روزی 

ببین که داغ جدایی به من چها کرده ؟..--

تابستونه بر لب بومت خواهم   برسبزه وبر آب روانت خواهم   بر سبزه وبر آب روان جای تو نیست 

برخیز وبیا که میون همسرونت (همسن وسال تو)خواهم ..---تابستونه وعالم اورده خوشی    

از چوبک تر چه غنچه ها بر جوشید    هردم همگی سرخ وسفید می پوشند   مواز غم تو شال ساه خم پوشید (خواهم پوشید )------

شبهای دراز که ناله ی زار کنم (کنیم)    چون مار گزیده روی به دیوار کنم    مردم گویند که ناله ی زار تو چیست؟   ما(مو) ناله ی زار برای غمخوار کنم...--

ای دوست خوش آمدید به غم خونه ی ما    روشن گدی(کردید) خونه وکاشانه ی ما 

شیرین تر از این سخن نمی تونم گفت     هرجا که قدم گذاردی (گذاردید) بر دیده ی ما ..--

بر کنده شده سنگ سر صفه ی ما   بر کنده شده سلام هر روزه ی ما   اونی که مو هرروز وصباح می دیدم   برکنده شده دیدار هر روزه ی مو(ما)..---

چه می بود گر فلک در مانده می بود     به روی آدمی شرمنده می بود    چه می بود آدمی مثل گیاهی گهی می مرد کهی هم زنده می بود ...--

ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست   بیداد کری پیشه ی دیرینه ی توست 

 ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند    صد در گران بها که در سینه ی توست .....

 

 

 

 

 

 

ارب چه کنم که این دلم پردرده    رنگم چو حنا وگونه ی موزرده   چرخ همه همسران مو در گرده چرخ من بی چاره چنین ناگرده (در گردش نیست)..-

افسوسکه مرگ بی خبر میآید    پیمانه که پرشود اجلمی آید   هر نیک وبدی که می کنیم در دنی 

فردای قیومت(قیامت) به نظر میآید ..

چه شد آنکس که با مو مهربون بود    چو چتری بر سر مو سایه بان بود   چو چتر افتاد ومو تنها بموندم 

چو چوب خشک در صحرا بموندم...--

جوانو(جوانان) زار میرند زار میرند    به گل مونند (مانند) که بر گلزار میرند   به گل مانند چو گلهای صباحی

 بصدحسرت بزیر خاک میرند (میروند)...-

ای فلک سر گشته ی اهل فنا کردی مرا   از چمن انداختی ، از جون جدا کردی مرا 

ای فلک رحمی نکردی بر من واحوال من    از چمن انداختی  از جان (جون9 جدا کردی مرا .---

گموزچنین روز خبر می داشتم   دبدار زدیار تو کی بر می داشتم   کی میگذاشتم که دیده بر خاک نهی   

خاک قدمت به دیده بر می راشتم ...--   در مرگ جوان خوانندک

جوان بودی که نخل تور (=ترا) ببستند   جوانهای دگر در غم نشستند    جوان بودی زخود بهره ندیدی   

 به صد خسرت سرخاکت ببستند...--

در مرگ مادر :مادر که مرا بناز می داشن برفت  غم بر دل مو رونمی داشت برفت 

آنکس که مرا به غم نمی تونست دید   بر اسب اجل نشست وچون باد برفت ..--

دیدی که چه شد طالع فیروزم   دیدی که بکام دشمنان شد روزم   مو جامه ی شب رنگ نمی پوسیدم   از جامه ی شب رنگ بتر شد روزم .--

چه طالع بود یارب طالع مو   دراین دنیا چه اومدبر سر مو    همان ابری که از دریا بر اومد  

نبارید تا نیومد بر سر مو (من).---

 قدت شمشاد وناخنها قلم بود    دراین ایام سوگ تو ستم بود  دراین موقع که گلها گشته نمناک

قد شمشاد تو افتاده بر خاک.--در مرگ برادر خوانند:

هرکس که برادر عزیزی دارد   در نقره نشونده که عقیقی دارد     هر کس که ندارد زقیامت خبری 

از رویدلم نشانه ای بر دارد ....---

در خاک تویی وبر سر خاک منم   بی غم تویی ، به غم گرفتار منم    تو تکیه به جای جاودانی زده ای 

با طعنه ی دشمنان گرفتار منم ...--

گر طالع بر قرار می بود مرا   با شهر کسان چه کار می بود مرا ؟  با شهر کسان وبا دیار مردم   

در خانه ی ما قرار می بود مرا..--

سرت بر دار تا رویت ببینم   کمند طاق ابرویت ببینم   کمند طاق ابرو گرد گرفته  به دسمال کتان گردش بگریرم...--

در مجلس عزا خوانند : ای تشنه لب تو طاقت خنجرنداشتی   گویا غریب بودی ومادر نداشتی 

غسلت که دادکفنت را که برید ودوخت     بر حالت غریبی تو آیا دل که سوخت ؟..---

فراق رنگ مرا هم چو کهربا کرده  رفیق روز وشبم را زمن جدا کرده   اگر به ملک غریبی به هم رسیم روزی 

ببین که داغ جدایی به من چها کرده ؟..--

تابستونه بر لب بومت خواهم   برشبزه وبر آب روانت خواهم   بر سبزه وبر آب روان جای تو نیست 

برخیز وبیا که میون همسرونت (همسن وسال تو)خواهم ..---تابستونه وعالم اورده خوشی    

از چوبک تر چه غنچه ها بر جوشید    هردم همگی سرخ وسفید می پوشند   مواز غم تو شال ساه خم پوشید (خواهم پوشید )------

شبهای دراز که ناله ی زار کنم (کنیم)    چون مار گزیده روی به دیوار کنم    مردم گویند که ناله ی زار تو چیست؟   ما(مو) ناله ی زار برای غمخوار کنم...--

ای دوست خوش آمدید به غم خونه ی ما    روشن گدی(کردید) خونه وکاشانه ی ما 

شیرین تر از این سخن نمی تونم گفت     هرجا که قدم گذاردی (گذاردید) بر دیده ی ما ..--

بر کنده شده سنگ سر صفه ی ما   بر کنده شده سلام هر روزه ی ما   اونی که مو هرروز وصباح می دیدم   برکنده شده دیدار هر روزه ی مو(ما)..---

چه می بود گر فلک در مانده می بود     به روی آدمی شرمنده می بود    چه می بود آدمی مثل گیاهی گهی می مرد کهی هم زنده می بود ...--

ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست   بیداد کری پیشه ی دیرینه ی توست 

 ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند    صد در گران بها که در سینه ی توست .....

ادامه نوا زنانه:

 مسلمانادل موغم گرفته    به کوه ماند که دود ودم گرفته که هرچند میکنم دل را به رفتن همیکوچ دامنم محکم گرفته

-خدایا هر که کرد بینارگرده    سرا وخونه اس هموار گرده    سرا وخونه وکنج محله   

که فرزند عزیزش خوار گرده.

-بیا تاروی خود از هم کنیم ما  بیا تاگریه ی ماتم کنیم ما   عزیزان خورا (خودرا) ازدست دادم

بیا تا خاک غمبر سر کنیم ما .

-بیا تا ما وتو همراز گردم (گردیم)   چو کفتر بر گلوی چاه گردیم 

اگر کفتر نناله ما بنالم(بنالیم)   زحالیک دگر آگاهگردم (گردیم).

-سلام برسون (برسان)بنفشه وچینی را  سلام برسون خواهر دل سنگین را

تقصیر چه کرده ام که بگذاشته ای   باداغ وفراق وغم من مسکین را.

-یتیمی ننگ داره ننگ داره زمونه با یتیمان جنگ داره

اگر خواهی زاحوال یتیمان   یتیمما اشک غم بر لب داره.

-نماز شام غریبی رو به من کرد   دلم جولان زد ئیاد از وطن کردم 

نمی دانم پدر بود یا برادر   سلامت باشه هرکس یاد من کرد.

-غریبی سخت موره (من را)دلگیر داره   فلک در گردنم زنجیر داره

فلک ازگردنم زنجیر بردار  که غربت خاک دامنگیر داره.

-غریبی سخت نماز شام داره    غریبی گریه ی پنهان داره   سر راه غریبان را بگیرید 

غریبی با وطن پیغام داره .

-دالون سرا گرد وغبار آورده  پیشون سرا بنفشه بار آورده 

دیدار که هرصبح ومساء می دیدم   چند روز شده خدا زوال آورده.---------

چه طالع بود یارب طالع مو   دراین دنیا چه اومدبر سر مو    همان ابری که از دریا بر اومد  

نبارید تا نیومد بر سر مو (من).---

 قدت شمشاد وناخنها قلم بود    دراین ایام سوگ تو ستم بود  دراین موقع که گلها گشته نمناک

قد شمشاد تو افتاده بر خاک.--در مرگ برادر خوانند:

هرکس که برادر عزیزی دارد   در نقره نشونده که عقیقی دارد     هر کس که ندارد زقیامت خبری 

از رویدلم نشانه ای بر دارد ....---

در خاک تویی وبر سر خاک منم   بی غم تویی ، به غم گرفتار منم    تو تکیه به جای جاودانی زده ای 

با طعنه ی دشمنان گرفتار منم ...--

گر طالع بر قرار می بود مرا   با شهر کسان چه کار می بود مرا ؟  با شهر کسان وبا دیار مردم   

در خانه ی ما قرار می بود مرا..--

سرت بر دار تا رویت ببینم   کمند طاق ابرویت ببینم   کمند طاق ابرو گرد گرفته  به دسمال کتان گردش بگریرم...--

در مجلس عزا خوانند : ای تشنه لب تو طاقت خنجرنداشتی   گویا غریب بودی ومادر نداشتی 

غسلت که دادکفنت را که برید ودوخت     بر حالت غریبی تو آیا دل که سوخت ؟..---

فراق رنگ مرا هم چو کهربا کرده  رفیق روز وشبم را زمن جدا کرده   اگر به ملک غریبی به هم رسیم روزی 

ببین که داغ جدایی به من چها کرده ؟..--

تابستونه بر لب بومت خواهم   برشبزه وبر آب روانت خواهم   بر سبزه وبر آب روان جای تو نیست 

برخیز وبیا که میون همسرونت (همسن وسال تو)خواهم ..---تابستونه وعالم اورده خوشی    

از چوبک تر چه غنچه ها بر جوشید    هردم همگی سرخ وسفید می پوشند   مواز غم تو شال ساه خم پوشید (خواهم پوشید )------

شبهای دراز که ناله ی زار کنم (کنیم)    چون مار گزیده روی به دیوار کنم    مردم گویند که ناله ی زار تو چیست؟   ما(مو) ناله ی زار برای غمخوار کنم...--

ای دوست خوش آمدید به غم خونه ی ما    روشن گردی(کردید) خونه وکاشانه ی ما 

شیرین تر از این سخن نمی تونم گفت     هرجا که قدم گذاردی (گذاردید) بر دیده ی ما ..--

بر کنده شده سنگ سر صفه ی ما   بر کنده شده سلام هر روزه ی ما   اونی که مو هرروز وصباح می دیدم   برکنده شده دیدار هر روزه ی مو(ما)..---

چه می بود گر فلک در مانده می بود     به روی آدمی شرمنده می بود    چه می بود آدمی مثل گیاهی گهی می مرد کهی هم زنده می بود ...--

ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست   بیداد کری پیشه ی دیرینه ی توست 

 ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند    صد در گران بها که در سینه ی توست .....ادامه نوا زنانه:

 مسلمانادل موغم گرفته    به کوه ماند که دود ودم گرفته که هرچند میکنم دل را به رفتن همیکوچ دامنم محکم گرفته

-خدایا هر که کرد بینارگرده    سرا وخونه اس هموار گرده    سرا وخونه وکنج محله   

که فرزند عزیزش خوار گرده.

-بیا تاروی خود از هم کنیم ما  بیا تاگریه ی ماتم کنیم ما   عزیزان خورا (خودرا) ازدست دادم

بیا تا خاک غمبر سر کنیم ما .

-بیا تا ما وتو همراز گردم (گردیم)   چو کفتر بر گلوی چاه گردیم 

اگر کفتر نناله ما بنالم(بنالیم)   زحالیک دگر آگاهگردم (گردیم).

-سلام برسون (برسان)بنفشه وچینی را  سلام برسون خواهر دل سنگین را

تقصیر چه کرده ام که بگذاشته ای   باداغ وفراق وغم من مسکین را.

-یتیمی ننگ داره ننگ داره زمونه با یتیمان جنگ داره

اگر خواهی زاحوال یتیمان   یتیمما اشک غم بر لب داره.

-نماز شام غریبی رو به من کرد   دلم جولان زد ئیاد از وطن کردم 

نمی دانم پدر بود یا برادر   سلامت باشه هرکس یاد من کرد.

-غریبی سخت موره (من را)دلگیر داره   فلک در گردنم زنجیر داره

فلک ازگردنم زنجیر بردار  که غربت خاک دامنگیر داره.

-غریبی سخت نماز شام داره    غریبی گریه ی پنهان داره   سر راه غریبان را بگیرید 

غریبی با وطن پیغام داره .

-دالون سرا گرد وغبار آورده  پیشون سرا بنفشه بار آورده 

دیدار که هرصبح ومساء می دیدم   چند روز شده خدا زوال آورده.

-افسوس که مرگ بی خبر می آید   پیمانه چو پر شود اجل می آید هرنیک وبدی که کرده ای درعالم 

در روز قیامت به نظر می آید. ----

برادرجان برادر جون برادر برادر میوه ی یاقوت خواهر   اگر صدتادنشینه دربرابر ازآن صد تا نیاد بوی برادر.

-جوانان زار میرفت زارمی رفتبه گل ماند که برگلزار می رفت     به گل مانه به گلهای صبایی   

به صد حسرت بزیر خاک می رفت .

-جوان بودی که نخلت را ببستند   جوانهای دگر در غم نشستند

جوان بودی که در خاکت سپردند  بصد حسرت سر خاکت ببستند.

-برادر جان برادرجان برادر  برادر هیکل وبازوی خواهر   بدل داشتمکه پیس از تو بمیرم   بگیری پایه ی تابوت خواهر.

-دالان سرا گنگره وایوانه    پیشون سرا یتیم سرگردونه آن غنچه ی گل که می بوییدم 

 امروز خدا زچشم مو پنهانه.----

- نوجوان مرده خبر از دل لیلی داره   ناله هایش اثر از گنبد مینا داره 

 چون شب جمعه شود مادر هرمرده جوان    برسر خاک جوان شیوان وغوغا دارد.

-ای خواهر دلکباب چونت پرسم ؟   بنشسته بدرد وداغ ، چونت پرسم ؟

غمهای جهان وجملگی بر دل تو   ای سوخته ی نامراد چونتپرسم؟.

-آن خواهر دلکباب مو (من)خواهم بود    بنشسته بدرد وداغ مو خواهم بود

غم های جهان وجملگی بر دل مو   این سوخته ی نامراد مو خواهم بود.

-

ادامه نوا زنانه:

 مسلمانادل موغم گرفته    به کوه ماند که دود ودم گرفته که هرچند میکنم دل را به رفتن همیکوچ دامنم محکم گرفته

-خدایا هر که کرد بینارگرده    سرا وخونه اس هموار گرده    سرا وخونه وکنج محله   

که فرزند عزیزش خوار گرده.

-بیا تاروی خود از هم کنیم ما  بیا تاگریه ی ماتم کنیم ما   عزیزان خورا (خودرا) ازدست دادم

بیا تا خاک غمبر سر کنیم ما .

-بیا تا ما وتو همراز گردم (گردیم)   چو کفتر بر گلوی چاه گردیم 

اگر کفتر نناله ما بنالم(بنالیم)   زحالیک دگر آگاهگردم (گردیم).

-سلام برسون (برسان)بنفشه وچینی را  سلام برسون خواهر دل سنگین را

تقصیر چه کرده ام که بگذاشته ای   باداغ وفراق وغم من مسکین را.

-یتیمی ننگ داره ننگ داره زمونه با یتیمان جنگ داره

اگر خواهی زاحوال یتیمان   یتیمما اشک غم بر لب داره.

-نماز شام غریبی رو به من کرد   دلم جولان زد ئیاد از وطن کردم 

نمی دانم پدر بود یا برادر   سلامت باشه هرکس یاد من کرد.

-غریبی سخت موره (من را)دلگیر داره   فلک در گردنم زنجیر داره

فلک ازگردنم زنجیر بردار  که غربت خاک دامنگیر داره.

-غریبی سخت نماز شام داره    غریبی گریه ی پنهان داره   سر راه غریبان را بگیرید 

غریبی با وطن پیغام داره .

-دالون سرا گرد وغبار آورده  پیشون سرا بنفشه بار آورده 

دیدار که هرصبح ومساء می دیدم   چند روز شده خدا زوال آورده.

-افسوس که مرگ بی خبر می آید   پیمانه چو پر شود اجل می آید هرنیک وبدی که کرده ای درعالم 

در روز قیامت به نظر می آید. ----

برادرجان برادر جون برادر برادر میوه ی یاقوت خواهر   اگر صدتادنشینه دربرابر ازآن صد تا نیاد بوی برادر.

-جوانان زار میرفت زارمی رفتبه گل ماند که برگلزار می رفت     به گل مانه به گلهای صبایی   

به صد حسرت بزیر خاک می رفت .

-جوان بودی که نخلت را ببستند   جوانهای دگر در غم نشستند

جوان بودی که در خاکت سپردند  بصد حسرت سر خاکت ببستند.

-برادر جان برادرجان برادر  برادر هیکل وبازوی خواهر   بدل داشتمکه پیس از تو بمیرم   بگیری پایه ی تابوت خواهر.

-دالان سرا گنگره وایوانه    پیشون سرا یتیم سرگردونه آن غنچه ی گل که می بوییدم 

 امروز خدا زچشم مو پنهانه.

- نوجوان مرده خبر از دل لیلی داره   ناله هایش اثر از گنبد مینا داره 

 چون شب جمعه شود مادر هرمرده جوان    برسر خاک جوان شیوان وغوغا دارد.

-ای خواهر دلکباب چونت پرسم ؟   بنشسته بدرد وداغ ، چونت پرسم ؟

غمهای جهان وجملگی بر دل تو   ای سوخته ی نامراد چونتپرسم؟.

-آن خواهر دلکباب مو (من)خواهم بود    بنشسته بدرد وداغ مو خواهم بود

غم های جهان وجملگی بر دل مو   این سوخته ی نامراد مو خواهم بود.

-یک سال شده که مو عبث می گردم    چون بلبلکی دور قفس می گردم 

بوی خوش خودرا تو ببوی مو رسان(رسون)   تازنده شوم که بی قفس می گردم .

-آهوبره ی سفید خود گم دارم  مو سر به سرا خونه ی مردم دارم   مردم به مو می گند که دیوونه شدی    دیوونه نیم غزیز خور(خودرا) گم دارم .

-آهوبره ی سفید گل مخمل مو  رفتی به تماشا ونخوردی غم مو

رفتی به تماشا وتماشا داشتی    خوش باشه تماشای تو بر ماتم مو.

-کشیدم خطی بر دیوار خونه    بمونه از من مسکین نشونه

اگر قومان بیاند احوال پرسند    بگوبگریخت ازدست زمونه.

-شمار(شمارا) دیدم دلم پروازها کرد    زایام گذشته یادهاکرد

زایامی که با هم می نشستیم   ببین چرخ فلک با ما چه ها کرد؟.

-آنها که دل کباب دارند مایم(ماییم)   گل دسته بزیر خاک دارند مایم

 گلدسته بزیر خاک وغم بر سر خود   صددرد وفراق وداغ دارند مایم(ماییم).

-سیه طالع زمادر زاده بودم  به غم های جهان آماده بودم 

 ازآن روزی که طالع می نوشتند   مگر مو از قلم افتاده بودم .

-کبوتر بچه بودم مادرم مرد  مورا دادند به دایه دایه هم مرد

به شیر یک بزی کردم قناعت  خدا برسر زد وبزغاله هم مرد.

-زدست راه غربت دادوبیداد   زدست راه غربت ناله ی زار

نمی دانم کدوم خونه خرابی  کلید راه غربت را به مو داد.

-در غربت اگر درد بگیره بدنم را  آیا که دهد غسل وکه برد کفنم را   تابوت مرا سوی بلندی بگذارید   شاید که خورد بوی وطن بر نظر من.- اگر بد بدان بودم برفتم   اگر نامهربون بودم برفتم 

اگرشایسته ی خدمت نبودم   سر دستت ببوسیدم ورفتم .-

-گر بد بودم برفتم از بد یاری  گرنیک بدم بسی بخاطر داری   

گربردل خود گرد وغباری داری ؟حالاکه مورفتم از دل خود بر داری>

-غربت خرابومو خراب غربت  مو گوشه نشین آفتاب غربت 

شاءالله که بدر نیایه آب از غربت   تا مو نکشم داغ وفراق غربت .-

-زدست مرگ بیکس مانده یم مو   چو مجنون ستم کش مانده یم ----سلام نواهای زیر که توسط زنان روستای کوچ در مجالس عزا ی زنانه خوانده می شود و تعدادی از این نواها گاهی در پشت کار قالیبافی ویا در هنگام دروی گندم ویا در شبهای زمستان در مراسم آتشانی به عنوان فراقی در دوری از مسافر به غربت رفته ویا سربازی که درشهری دور سربازاست ئغریب است و یا در دوری از یار ئدوست وخواهر وبرادر و-که از هم جدا شده اند- به عنوان فراق خوانده می شود وبیانگر درد وفراق وجدایی است واما برگردیم به مجلس نواخوانی زنانه :

بصد خواری بزرگ کردم درختی      که درسایه ش نشینم گاه ووقتی    سمال آمد درخت ازریشه برکند    بسوزد این چنین طالع و بدختی.

2-ای چرخ فلک چرا چنینم کردی ؟  برسنگ زدی ونگین نگینم کردی 

دراول عمر خود ندیدم خوبی    در آخر عمر گوشه نشینم کردی.

3-غربت خراب ومو خراب غربت     مو(من) گوشه نشین آفتاب غربت

شاالله که نیایه آب از غربت   تا مو نکشم جور وجفا ازغربت .

4- در غریبی ناله کردم ، هیچ کس یادم نکرد    در قفس جان دادم وصیاد ، آزادم نکرد

همتی می خواستم ازگردش چرخ فلک   چرخ بی همت خرابم کرد وآزادم نکرد.

5-آنجا که غریب ناله ی زار کند    آنجا که غریب ، روی به دیوار کند 

آنجا که غریب ، شربت آبی طلبد     مادر نبود که گریه بسیار کند.

6-آنجا نبودم که نقره پاشون کنم    آنجا نبدم (نبودم) که جانرا قربون کنم 

آندم که تو خود بار سفر می بستی    مو خود بکشم ، ترا ، پشیمون کنم .

7-الهی در غریبی ، کس نمیرد   فراق راه دور هیچ کس نبیند 

فراق راه دوری که مو دیدم ، مسلمان ف نشنود ، کافر نبیند.

8-زدست مرگ،بیکس مانده یم مو (من) چومجنون ستمکش مانده یم مو (من)

زدست مرگهای ناگهانی    بخاک پای هرکس ، مانده یم مو(=من).

9-ما غم زده ها که روی ، به بغداد کنم (= کنیم)    از کوچک واز بزرگ خود یاد کنم (کنیم)

از کوچک وازبزرگ، کسی زنده نماند       در کعبه ودرمدینه ، فریاد کنم (=کنیم).

اززبان خواهر متفی:10- یارب چه مشد (چه می شد) مرگ برادر نمبد (نمی بود)   این شال عزا برسر خواهر، ن م بد (= نمی بود)   

یارب ، چه میشد که خواهرا می مردند     این داغ گران بر دل خواهر ن م بد ( نمی بود).

 از زبان زن تسلیت گو :11-ای خواهر دلکباب ، چونت پرسم ؟   بنشسته به درد وداغ ، چونت پرسم ؟

غمهای جان وجملگی بر دل مو (ما)  ای سوخته ی نامراد چونت ، پرسم ؟.

تسلیت گو :12- ما آومده یم باز که احوال بپرسم ( بپرسیم)   احوال جدایی وشب تار بپرسم (بپرسیم)

چونید ،زغمها وچون ؟می باشید     احوال شما ، مونس وغمخوار، بپرسم(=بپرسیم).

اززبان صاحب عزا:13-بیا بنشین واول از وطن گوی    دوم از آن گل شیرین سخن ، گوی 

سخنهایی :ه آن گل ، با شما گفت     بیا بنشین ویک یک را به من، گوی.

از زبان زن صاحب عزا: 14-دیدی که فلک به ما چه بیدادی   در گوشه بگشت وغم مرا ،وادی، کرد(وادیکرد= پیدا کرد).

در گوشه بدم (بودم) وغم نمیشناخت مرا     روستان بگریست ودشمنان شادی کرد .

از زبا ن تسلیت گو:154-چنو ناله مکن که جان ندارم  توانای ناله ی سوزان ندارم 

 چنو باران غم باریده بر دل  که مو درد ترا درموان ندارم .

از زان صاحب عزا : 16- بیا تا ما وتو همراز باشم ( باشیم )چو کفتربر گلوی چاه ، باشم

اگر فکفتر نناله ، ما بالم ( بنالیم)   زحال یک دگر آگاه ، باشم (باشیم).

از زبان خواهر متوفی :

17- در دل خواهرو(خواهران) چنین ، می باشه    با داغ وفراق ف هم نشین می باشه (می باشد

با داغ وفراق وبا غم واندیشه     تا روز قیامت این چتین می باشه .

جواب زن صاحب عزا :18- آن خواهر دلکباب مو (من) خواهم بود   بنشسته به دردوداغ ف مو خواهم بود

غمهای جهان وجملگی بر دل مو    آن سوخته ی نامراد ، مو خواهم بود .

   صاحب عزا:

19-شما که امدید پرسید که چونم ؟چو مرغ سربریده ، غرق خونم 

چولاله داغ دارم بردل خود   چو گلهای بنفشه ف سر نگونم

صاحب عزا :20-آن گل که کشید خط، بر دیوار خونه  بگفتا مو روم ،این خط بمونه 

اگر قومو(قومان) بیاند (بیند)احوالف پرسند   بگو بگریخت از دست زمونه (زمانه)م

صاحب عزا :21- فلک بر بام ما رازینه(=راه پله ساختمان راگویند) داره  فلک با دل پر کینه داره 

یه هر سال وبه هریک نیمه ی سال فلک از ما عزیز برده داره (دارد) .

صاحب عزا از زبان متوفی بخواند :22-در اول فصل جوانی بی سر وسامان شدم    با هزاران آرزو پابند این زندان شدم 

در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا   یارب آزادی رسان ف پیرغم دوران (کنعان) شدم .

23- صاحب عزا :یارب چه کنم ؟ که این دلم پر درده  رنگم چو حنا وگونه ی مو (من) زرده 

چرخ همه همسران مو در گرده   چرخ من بی چاره چنین ناگرده.

24- افسوس که چرخ همدمم ،بی دم شد  پشتم چو کمان آهنی بود ، خم شد

آن آینه دل که روشنایی می داد   زنگار گرفت وروشنایی کم شد .

صاحب عزا:25-افسوسکه مرگ بی حبر می آید   پیمانه که پرشود ، اجل می آید

هرنیک وبدی که می کنیم دردنیا     فردای قیامت بنظر می آید.

تسلیت گو:26-افسوس که آدمای دانا رفتند     شیرین سخنان مجلس آرا رفتند

آنها که بصد زبان سخن می گفتند      چون باد شدند به کوه وصحرا رفتند.

27-ازبان صاحب عزا: چه شد آن کس که با ما مهربان بود  چو چتری برسر ما سایه بان بود

چو چتر افتاد ومو (من) حیران بماندم  چو چوب خشک در صحرا بموندم (بماندم).

28-اززبان متوفی خوانند:دریغا من ندانستمطریق زندگانی را  که بیهوده تلف کردم ایام جوانی را

کشیدم زحمت بسیار بپای هرکس ونا کس    ندانستم بقایی نیست این دنیای فانی را .

29تسلی تگو در مرگ جوان ازدسترفته جوانان زار میرند زار میرند(می روند) به گل مانند که بر گلزار میرند(می روند )

به گل مانند چو گلهای صباحی   بصد حسرت بزیر خاک میرند (=میروند).

  در مرگ جوان ازدست رفته خوانند:30-امروز مرا گریه بکار افتاده    از گوشه باغ ما نهال افتاده 

از گوشه ی باغ ما نهال سبزی        این دیده ی روشنم ، غبار افتاده .

  صاحب عزا ـ31-ای فلک سر گشته ی اهل فناکردی مرا   از چمن انداختی ، از جان جدا کردی مرا 

ای فلکف رحمی نکردی بر من واحوال من  چون سیه پوشان دشت کربلا کردی مرا .

32-صاحب عزا خطاب به متوفی خواند :گر مو زچنین روز خبر می داشتم   دیدار زدیدار تو کی بر می داستم 

کی میگذاشتم کهدیده بر خاک نهی   خاک قدمت بدیده بر می راشتم. 

  در مرگ جوان خوانند :

33جوان بودی که نخل تور (ترا) ببستند   جوانان دگر در غم نشستند 

جوان بودی ، زخود بهره ندیدی   بصد حسرت سر خاکت ببستند .

----در مرگ مادر :

34مادر که مرا بناز می داشت برفت   غم بر دل مو روا نمی داشت برفت 

آن کس که مرا به غم نمب تونست(نمی توانست) دید   بر اسب اجل نشست وچون باد برفت .

صاحب عزا :35-دیدی که چه شد طالع فیروزم      دیدی که بکام دشمنان شد روزم 

مو(من)جامه شب رنگ نمی پوشیدم   از جامه ی شب رنگ بتر شد روزم.

صاحب عزا :36-چه طالع بود یارب طالع ما دراین عالم چه اومد برسر ما 

 همان ابری که از دریا بر آمد   نبارید تا نیامد بر سر ما .

خطاب به متوفی :37قدت شمشاد وناخنها قلم بود   دراین ایام سوگ تو، ستم بود 

دراین موقع که گلها گشته نمناک      قد شمشاد تو افتاده یر خاک .

 در مرگ برادر : 38- هرکس که برادر عزیزی دارد   درنقره نشانده که نگیی دارد

هرکس که ندارد زقیامت خبری     ازروی دلم نشانه ای بر دارد.

39- در خاک تویی وبر سر خاک مویم (منم)    بی غم تویی بغم گرفتار مویم (منم)

تو تکیه بجای جاودانی زده ای      با طعنه ی دشمنان گرفتار مویم (منم).

خطاب به متوفی بر سر خاک متوفی :40-آیم بسر خاک تو روزی صد وبیست   خشتای سر لحد بحالم مگریست   گرازتو بپرسند سر خاکت کیست ؟  خود می دانی که سوخته ی زار تو کیست !

41- در مرگ عزیز ازدست رفته :

فلک ! کور شی (شوی) که کور کردی چراغم   ببردی بلبل خوش خوان باغم 

ببردی بلبلم ، زندان نمودی   دگر بلبل نمی خواند بباغم!

42- از سر کوی شهادت خبری می آید      ناله ی سوخته ی با اثری می آید

می رود هوش زسرم صاحب این ناله که کیست ؟  یا که این دود کباب از جگری می آید!

43-گر طالع بر قرار می بود مرا   با شهر کسان چه کار می بود مرا 

با شهر کسان وبا دیارمردم     در خانه ی ما قرار می بود مرا.

44- مرا باور نمی آید که ماه از آسمان رفته   مرا باور نمی آید که خورشید از جهان رفته 

از آن ماه وازان ابرو وزان محراب پیشانی     مرا باور نمی آید عزیزم از میان رفته .

45-سیه طالع زمادر زاده بودم   بغمهای جهان آماده بودم 

در آن روزی که طالع می نوشتند   یقین مو از قلم افتاده بودم (این مورد درفراقی ها ودوبیتیها مشترک خوانده می شود )

46-برخیز ته (تا) برم (برویم) ازاین ولایت من وتو   تو دست مرا بگیر ومو دامن تو 

جایی برویم که هردو بیمار شویم   تو از غم بیکسی ومو از غم تو .

47--سرت بردار ته (تا) مو رویت ببینم   کمند طاق ابرویت ببینم

کمند طاق ابرو گرد گرفته   به دسمال کتان گردش بگیرم .

48- زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست   دامن دشت بلا منزل وماوای تو نیست

هر کجا می نگرم آن رخ تو جلوه گر است      جای یک بوسه ی من بر همه اعضای تو نیست .

49-شب نیست که آهم بثریا نرسد      از چشم ترم قطره به دریا نرسد

ترسم که دگر هیچ نباشد روزی  دیدار به دیدار رسد یا نرسد .

50- فلک با عترت طاها بسی جور وجفا کردی   تو آن ظلمی که اندر کربلا کردی ، کجا کردی ؟

دل عالم بسوزد از برای کشتن قاسم     تو جسمش طوتیا (توتیا ) کردی ، کجا کردی ؟

51-فلک زد بر بساطم پشت پایی  که هر خاشاک من افتاده جایی 

بجان مب پرورد او حاصلی را    در آخر بشکند صاحب دلی را .

52-فلک دانی که من این دم     غریب کنج زندانم    بده مهلت که تا بینم  دمی روی عزیزان 

عزیزانم که زندانند اگر بینند  مرا یک دم   دگر آزاد می گردم از این حال پریشانم .

53-الف بودم زداغت دال گشتم        گلی بودم زداغت خار گشتم 

گلی بودم میان تازه گلها        زداغت بی پر وبی بال گشتم .

54- ما غمزده ها زکربلا می آییم     پوشیده سیاه به هر عزا می آییم 

ما غمزده ها حسین را ناداریم (بگذاردیم)   ایا به چه رو زکربلا می آییم .

55-ای تشنه لب تو طاقت خنجر نداشتی     گویا غریب بودی ومادر نداشتی 

غسلت که داد ، کفنت را که برید ودوخت   بر حالت غریبی تو ایا دل که سوخت ؟

56- سفر کردی سفر دور کردی   خودت زرد ومرا رنجور کردی 

سفر کردی که غم ازدل برویید       دو چشم روشنم را کور کردی !

57- ببردند گل گل از گلخانه بردند     ببردند گل به غسالخانه بردند

دمی که آب کافورش بریزند     رمق از پا ونور ازدیده بردند.

58-فلک چو طرح جدایی میان ما انداخت   ببین ترا بجا ومرا کجا انداخت

 تورا به کنج لحد ومرا به غربت وغم   که ؟ سنگ تفرقه اندر میان ما انداخت .

59- ای فلک سر گشته ی اهل فنا کردی مرا   از چمن انداختی از جان جدا کرذدی مرا 

ای فلک رحمی نکردی بر من واحوال من    چون سیه پوشان دشت کربلا کردی مرا .

60- فراق رنگ مرا هم چو کهربا کرده   رفیق روز وشبم را زمن جدا کرده 

اگر به ملک غریبی بهم رسیم روزی   ببین که داغ جدایی به من چها کرده !

61-سفید مرغی بدم (بودم ) بر شاخ پسته    به هر سو مینگرم بالم شکسته 

به هر سو مینگرم نه قوم ونه خویش   غبار بیکسی بر مو (من) نشسته-----

 62-سفید مرغی بدم (بودم) بر شاخساری   بخوار می گرانم روزگاری 

بخواری میگذرانم روز وشی را      که شاید این دلم گیره قراری 

63-تابستونه بر لب بومت (بامت) خواهم     بر سبزه وبر آب روانت خواهم 

بر سبزه و بر آب روان جای تو نیست    بر خیز وبیا که میان همسرانت خواهم .

64- تابستونه وعالم آورده خوشی   از چوبک تر چه غنچه ها بر جوشید مردم همگی سرخ وسفید می پوشند     مو از غم تو شال عزا خواهم پوشید.-----

65-شبهای دراز که ناله ی زار کنم     چون مار گزیده روی به دیوار کنم 

مردم گویند که ناله ی زار تو چیست ؟   مو(من9 ناله ی زار برای غمخوار کنم 

66-ای دوست خوش آمدید به غم خانه ی ما   روشن کردید خانه ی ویرانه ی ما 

شیرین تر ازاین سخن نمی تونم گفت    هر جا که قدم گذاردید بر دیده ی ما 

67-بر کنده شده سنگ سر صفه ی ما    بر کنده شده سلام هر روزه ی ما 

دیدار که هر صبح ومساء می دیدم      بر کنده شده دیدار هر روزه ی ما 

68-چه می بود گر فلک درمانده می بود  زروی آدمی شرمنده می بود 

چه می بود آدمی مثل گیاهی    گهی می مرد ، گهی هم زنده می بود.

69-ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست    بیدادگری پیشه ی دیرینه ی توست 

ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند    بس گوهر قیمتی که در سینه ی توست 

70- یک نیم دلم کباب ویک نیم خراب     یک نیم بسوخت زداغ ونیمی زفراق

گر داغ وفراق هردو بیایند بر مو (من)     از داغ ننالم که بسوختم زفراق-----

71-جوانها می روند دسته به دسته     جوانها می روند نالان وخسته 

جوانها می روند که گل بچینند    قد رعنای تو در خاک نشسته 

72-ای روست خوش آمدید صفا آوردید    صد خدمت شایسته بجا آوردید 

صد رحمت وآفرین بر آن عقل شما     امروز بزرگتری بجا آوردید

73-غبار از روی دنیا کم نمی شه  دل مو هم دمی بی غم نمی شه 

دل مو چون مثال نان خشکی    ز آب حوض کوثر نم نمی شه (نمی شود)

74-خوش آمدید که خوش آمد مرا زآمدنت    هزار جان گرامی فدای یک قدمت 

 هزارجان گرامی فدای چهره ی ماهت     که گشت جان ودلم روشن از صفای قدمت .

75-پیشون سرا گرد وغبار آورده   چهار گوش سرا بنفشه بارآورده

دیدار که هر صبح ومساء می دیدم      امروز خدا زمو (من) زوال آورده ..-----

76فلک از مو (من) چه می خواهی جوانم    نه دنیا دیده ام  نه شاد کام 

برو بر مله ی (محله ) ی پیران گذر کن    اگر پیری نباشه مو (من ) غلامم.

77-افسوس که گل رخان کفن پوش شدند     از خاطر یک دگر فراموش شدند 

آنها که بصد زبان سخن می گفتند     یارب ! چه شنیده اند که خاموش شدند.

78-کدوت صیاد تیر مارین زد    نه در خواب ونه در بیداریم زد 

 الهی بشکند دست تو صیاد     که تیر بر خوشه ی ملواریم زد (مروارید منظوراست)

79-دو چشم بر راه دارم کی می آیی/ دل پرآه دارم کی می آیی؟

مثال روزه داران دذر شب عید     نظر برراه دارم کی می آیی؟

80- ای که بر خاک من تازه جوان می گذری     هیچ داری زدل مادر پیرم خبری ؟

نوجوان بودم آرزو بسی داشت دلم  لیک نیردم من ازاین غمر فانی ثمری.----

81-بیا ازدر درآ مثل همیشه     غمهایت از دلم بیرون نمی شه 

غمهایت بر دلم گشته درختی    که کرده شاخ وبال انداخته ریشه 

82-چنان زردم که زردآلو نباشد    به رنگ من گل آلو نباشد 

چنان زرد وضغیف ونا توانم       بنفشه در کنار جو نباشد

83-می پنداشتم عزیزم هنیشگی خواهد بود   چون نقره ی خوب دورنگین خواهد بود 

نمی دونستم زبخت بر گشته ی خود    مو زنده ویار زیر زمین خواهد بود 

84-گریاد کنم دولت ودوران خوره (خودرا)   صد چاک دهم بخیه ی گریبان خوره (خودرا)

صد چاک دهم بخیه ی نو دوخته را    تا خلق ببینند جگر سوخته ره (را)

 از زبان دختر متوفی : 

85-در سرای بابا که رسیدم   سلام کردم علیکی نشنیرم 

همان خاکی که بابا پانهاده    مثال سرمه بر چشمم کشیدم.

صاحب عزا خواند :

76فلک از مو (من) چه می خواهی جوانم    نه دنیا دیده ام  نه شاد کام 

برو بر مله ی (محله ) ی پیران گذر کن    اگر پیری نباشه مو (من ) غلامم.

77-افسوس که گل رخان کفن پوش شدند     از خاطر یک دگر فراموش شدند 

آنها که بصد زبان سخن می گفتند     یارب ! چه شنیده اند که خاموش شدند.

78-کدوت صیاد تیر مارین زد    نه در خواب ونه در بیداریم زد 

 الهی بشکند دست تو صیاد     که تیر بر خوشه ی ملواریم زد (مروارید منظوراست)

79-دو چشم بر راه دارم کی می آیی/ دل پرآه دارم کی می آیی؟

مثال روزه داران دذر شب عید     نظر برراه دارم کی می آیی؟

80- ای که بر خاک من تازه جوان می گذری     هیچ داری زدل مادر پیرم خبری ؟

نوجوان بودم آرزو بسی داشت دلم  لیک نیردم من ازاین غمر فانی ثمری.----

81-بیا ازدر درآ مثل همیشه     غمهایت از دلم بیرون نمی شه 

غمهایت بر دلم گشته درختی    که کرده شاخ وبال انداخته ریشه 

82-چنان زردم که زردآلو نباشد    به رنگ من گل آلو نباشد 

چنان زرد وضغیف ونا توانم       بنفشه در کنار جو نباشد

83-می پنداشتم عزیزم هنیشگی خواهد بود   چون نقره ی خوب دورنگین خواهد بود 

نمی دونستم زبخت بر گشته ی خود    مو زنده ویار زیر زمین خواهد بود 

84-گریاد کنم دولت ودوران خوره (خودرا)   صد چاک دهم بخیه ی گریبان خوره (خودرا)

صد چاک دهم بخیه ی نو دوخته را    تا خلق ببینند جگر سوخته ره (را)

 از زبان دختر متوفی : 

85-در سرای بابا که رسیدم   سلام کردم علیکی نشنیرم 

همان خاکی که بابا پانهاده    مثال سرمه بر چشمم کشیدم.

صاحب عزا خواند :

86-آنها که دل کباب دارند مایم(ماییم)     گل دسته بزیر خاک دارند مایم ( ماییم )

آنها که کنار موج دریا هستند آن گوشه نشین موج دریا مایم ( ماییم).

87-اگر درد دلم هم چین بمونه ( بماند ) یقین دارم که بر مو (من) جان نمونه (نماند )

اگر درد دلم با کوه بگویم      که کوه لرزه وخلق حیرو (حیران ) بمونه (بماند).

88-دل تنگی که مو(من) دارم که داره ؟   رخ زردی که مو ( من) دارم که داره؟

سخنها می شنوم از دوست ودشمن    به دل صبری که مو ( من) دارم که داره(دارد)

89-مو( من) هرچه می کنم دل را ملامت      که آتش از کف پایم برآمد

که هرچند می کنم که دل نسوزه  دلم می سوزه تاروز قیومت (قیامت )

90-در آن خانه که بابا ناله می کرد    شکایت با گلای لاله میکرد 

سر بالین خود هیچ کس نمی دید     بصد حسرت گیبان پاره می کرد (بکسر کاف)-----

91-دل مو (من) غم گرفته غم گرفته    چو حمامی که دود و دم گرفته 

 که هرچند می کنم تعجیل به رفتن     همین کوچ دامنم محکم گرفته 

92-راه اومده یم ، تمام راه آومده یم        این راه تمام خسته وزار اومده یم 

مو (من) پنداشتم که مادرم برجایه    حالاکه بیه( نیست ) مو به چه کار آومده یم ( امده ام )

93-دل مو چون جرس آخر صدا کرد    ببین چرخ فلک با ما ( مو) چه ها کرد 

 مو از چرخ فلک گله ندارم   که هرچه بر سرم آومد (آمد) خدا کرد ( بکسر کاف)

94-دو چشم براه در دارم خدایا     عزیز ی در سفر دارم خدایا 

 به مو (من) می گند (می گویند ) عزیز تو می آیه     به دل شوق دگر دارم خدایا

95-نوجوان مرده خبر از دل لیلی دارد    ناله هایش اثر از گنبد مینا دارد 

چون شب جمعه شود مادر هرمرده جوان    بر سر قبر پسر شیون وغوغا دارد .-----

96-دوستان در بوستان چون عزم گل چیدن کنید     اول از یاران دور افتاده ، یاد از من کنید 

چون خبر ازمرگ من آید به نزدیک شما    مجلسی با هم بگیرید ، شیون وماتم کنید

97-در غربت اگر درد بگیره بدن مو (من)     که غسل دهد یا که ببرد کفن مو (من)؟

تابوت مرا سوی بلندی بگذارید     شاید که خورد بوی وطن بر بدن مو ( من)

98-دلم تنگ است وتنگ است این دل مو (من)    نه از فولاد نه از سنگ است دل مو (من)

اگر فولاد می بود می گداختم   مگر شهر فرنگ است ، این دل مو (من)

99-دوستان ، همگی شما چطور دوستانید ؟عزیز مرا از سر راه بردارید !

برگرانید ، پهلوی خود بنشانید  دو دیده ی روشن مرا بستانید ( بستونی)تلفظکنند .

100-دیدار تو از گل گلستان بهتر      دیدار تو از ملک سلیمان بهتر !

دیدار که هر صبح ومسا ء می دیدم      از کعبه واز مدینه وجان بهتر !

101-زدست که بنالم که خداکرد    مرا تنها چو مرغان هوا کرد !

جدایی در میان خلق انداخت     مرا از جان شیرینم جدا کرد !

102-شبا(شبها) که آتشون (آتشان) می داشته باشی (باشید )   دمادم یاد مو (من)

می کرده باشی ( باشید)

نوشتم نامه ای از پرده ی دل      به پیش یکدگر می خوانده باشی (به فتح ش وسکون ی)

103-دلم زمرگ جوانان ، فغان وشین دارد    فغان زمرگ غلی اکبر حسین دارد 

خبر دهید جوانان اهل ایمان را     که تا بپا بکنند ماتم جوانان را 

که هرکه برده ، از او داغ نوجوان پسری   در این مقدمه دارد زحال ما خبری .

نواهای زنانه :

104- غم نگذارد که ما بی غم نشینیم یک نفس    دامن صحرا بگیرم مثل کوگ (کبک) در قفس

دامن صحرا بگیرم سر به صحرا برکنیم     نه رفیق راه مانده ، نه بجان ما نفس !

105-تابوت غریبان بدم دروازه    اصل ونسب غریب کسی نشناسه 

گر بر سر او تاج منور باشد      نام خوش او ، غریب بی کس باشد ( باشد )----

106-مآیم که بگریم که دلم خالی شو(شود)  از کنج چشون(چشمان من)جوی آب جاری شو ( بضم ش)

مایم (می خواهم )که بگریم که زمین گل گرده (گردد)   شاید که عزیزم به وطن راهی شو (شود)

107-آنجا که منم از غریب نام نبری ( نام نبرید)   از نام بناکام غریب نام نبری ( بفتح ر وسکون ی)

مو( من ) سوخته ی راه غریبان شده یم   مو سوخته را دو باره غریان نبر ی ( نبرید)

108-زدست راه غربت داد وبیداد    زدست راه غربت ، ناله ی زار

نمی دونم کدوم خانه خرابی!   کلید راه غربت را به مو داد؟

109-راه غربت مرا بجان آورده      گوشت های مرا به استخوان آورده 

 بهره نخورد زخانمان وفرزند     هر کس که جدایی بمیان آورده 

110-آشنایی می توان کرد وجدایی مشکل است     شربت روز جداییمثل زهر قاتل است 

حاصل عمرم تو بودی ، ای عزیز مهربان    چون تو رفتی از بر مو(من) عمر مو بی حاصل است .

111-چرا سر گشتگی را یاد کردی (کردید)    مرا با ناله وفریاد کردی (کردید)

مگر مهر غلی در دل نداشتی ؟    که ایام گذشته ر(را) یاد کردی (کردید)

112-پدر خوب است ومادر خیلی بهتر     نهال بی عوض باشد برادر 

هزاران گر نشیند دربرابر   نمیآید زهیچ یک بوی برادر !

113-برادر جان برادر جان ، برادر     برادر دانه ی یاقوت خواهر 

اگر خواهر بمیرد در غریبی       بگیریر پایه ی تابوت خواهر

114-که خواهر بی برادر ، خوش ندارد   به هر مجلس که میره (می رود ) پشت ندارد

به هر مجلس که میره ، خوار وزاره     به دست ماند که پنج انگشت نداره (ندارد)

مرثیه از زبان حضرت زینب :

115-گفت : ای برادر باجان ودل برابر من    بیا که مرگ حسن ریخت خاک بر سر من 

بیاکه شد دل زینب زغصه ریش آخر !    بیا که کرد معاویه کار خویش آخر 

هنوز هجر نبی آورد به فریادم     هنوز ماتم زهرا نرفته از یادم 

هنوز دیده ی خونبار در سراغ علی (ع) است  هنوز لاله ی دل داغ دار داغ علی است 

زمانه رخت سیه باز دربرم نکند     خدانکرده فلک بی برادرم نکند......

76فلک از مو (من) چه می خواهی جوانم    نه دنیا دیده ام  نه شاد کام 

برو بر مله ی (محله ) ی پیران گذر کن    اگر پیری نباشه مو (من ) غلامم.

77-افسوس که گل رخان کفن پوش شدند     از خاطر یک دگر فراموش شدند 

آنها که بصد زبان سخن می گفتند     یارب ! چه شنیده اند که خاموش شدند.

78-کدوت صیاد تیر مارین زد    نه در خواب ونه در بیداریم زد 

 الهی بشکند دست تو صیاد     که تیر بر خوشه ی ملواریم زد (مروارید منظوراست)

79-دو چشم بر راه دارم کی می آیی/ دل پرآه دارم کی می آیی؟

مثال روزه داران دذر شب عید     نظر برراه دارم کی می آیی؟

80- ای که بر خاک من تازه جوان می گذری     هیچ داری زدل مادر پیرم خبری ؟

نوجوان بودم آرزو بسی داشت دلم  لیک نیردم من ازاین غمر فانی ثمری.----

81-بیا ازدر درآ مثل همیشه     غمهایت از دلم بیرون نمی شه 

غمهایت بر دلم گشته درختی    که کرده شاخ وبال انداخته ریشه 

82-چنان زردم که زردآلو نباشد    به رنگ من گل آلو نباشد 

چنان زرد وضغیف ونا توانم       بنفشه در کنار جو نباشد

83-می پنداشتم عزیزم هنیشگی خواهد بود   چون نقره ی خوب دورنگین خواهد بود 

نمی دونستم زبخت بر گشته ی خود    مو زنده ویار زیر زمین خواهد بود 

84-گریاد کنم دولت ودوران خوره (خودرا)   صد چاک دهم بخیه ی گریبان خوره (خودرا)

صد چاک دهم بخیه ی نو دوخته را    تا خلق ببینند جگر سوخته ره (را)

 از زبان دختر متوفی : 

85-در سرای بابا که رسیدم   سلام کردم علیکی نشنیرم 

همان خاکی که بابا پانهاده    مثال سرمه بر چشمم کشیدم.

صاحب عزا خواند :

86-آنها که دل کباب دارند مایم(ماییم)     گل دسته بزیر خاک دارند مایم ( ماییم )

آنها که کنار موج دریا هستند آن گوشه نشین موج دریا مایم ( ماییم).

87-اگر درد دلم هم چین بمونه ( بماند ) یقین دارم که بر مو (من) جان نمونه (نماند )

اگر درد دلم با کوه بگویم      که کوه لرزه وخلق حیرو (حیران ) بمونه (بماند).

88-دل تنگی که مو(من) دارم که داره ؟   رخ زردی که مو ( من) دارم که داره؟

سخنها می شنوم از دوست ودشمن    به دل صبری که مو ( من) دارم که داره(دارد)

89-مو( من) هرچه می کنم دل را ملامت      که آتش از کف پایم برآمد

که هرچند می کنم که دل نسوزه  دلم می سوزه تاروز قیومت (قیامت )

90-در آن خانه که بابا ناله می کرد    شکایت با گلای لاله میکرد 

سر بالین خود هیچ کس نمی دید     بصد حسرت گیبان پاره می کرد (بکسر کاف)-----

91-دل مو (من) غم گرفته غم گرفته    چو حمامی که دود و دم گرفته 

 که هرچند می کنم تعجیل به رفتن     همین کوچ دامنم محکم گرفته 

92-راه اومده یم ، تمام راه آومده یم        این راه تمام خسته وزار اومده یم 

مو (من) پنداشتم که مادرم برجایه    حالاکه بیه( نیست ) مو به چه کار آومده یم ( امده ام )

93-دل مو چون جرس آخر صدا کرد    ببین چرخ فلک با ما ( مو) چه ها کرد 

 مو از چرخ فلک گله ندارم   که هرچه بر سرم آومد (آمد) خدا کرد ( بکسر کاف)

94-دو چشم براه در دارم خدایا     عزیز ی در سفر دارم خدایا 

 به مو (من) می گند (می گویند ) عزیز تو می آیه     به دل شوق دگر دارم خدایا

95-نوجوان مرده خبر از دل لیلی دارد    ناله هایش اثر از گنبد مینا دارد 

چون شب جمعه شود مادر هرمرده جوان    بر سر قبر پسر شیون وغوغا دارد .-----

96-دوستان در بوستان چون عزم گل چیدن کنید     اول از یاران دور افتاده ، یاد از من کنید 

چون خبر ازمرگ من آید به نزدیک شما    مجلسی با هم بگیرید ، شیون وماتم کنید

97-در غربت اگر درد بگیره بدن مو (من)     که غسل دهد یا که ببرد کفن مو (من)؟

تابوت مرا سوی بلندی بگذارید     شاید که خورد بوی وطن بر بدن مو ( من)

98-دلم تنگ است وتنگ است این دل مو (من)    نه از فولاد نه از سنگ است دل مو (من)

اگر فولاد می بود می گداختم   مگر شهر فرنگ است ، این دل مو (من)

99-دوستان ، همگی شما چطور دوستانید ؟عزیز مرا از سر راه بردارید !

برگرانید ، پهلوی خود بنشانید  دو دیده ی روشن مرا بستانید ( بستونی)تلفظکنند .

100-دیدار تو از گل گلستان بهتر      دیدار تو از ملک سلیمان بهتر !

دیدار که هر صبح ومسا ء می دیدم      از کعبه واز مدینه وجان بهتر !

101-زدست که بنالم که خداکرد    مرا تنها چو مرغان هوا کرد !

جدایی در میان خلق انداخت     مرا از جان شیرینم جدا کرد !

102-شبا(شبها) که آتشون (آتشان) می داشته باشی (باشید )   دمادم یاد مو (من)

می کرده باشی ( باشید)

نوشتم نامه ای از پرده ی دل      به پیش یکدگر می خوانده باشی (به فتح ش وسکون ی)

103-دلم زمرگ جوانان ، فغان وشین دارد    فغان زمرگ غلی اکبر حسین دارد 

خبر دهید جوانان اهل ایمان را     که تا بپا بکنند ماتم جوانان را 

که هرکه برده ، از او داغ نوجوان پسری   در این مقدمه دارد زحال ما خبری .

نواهای زنانه :

104- غم نگذارد که ما بی غم نشینیم یک نفس    دامن صحرا بگیرم مثل کوگ (کبک) در قفس

دامن صحرا بگیرم سر به صحرا برکنیم     نه رفیق راه مانده ، نه بجان ما نفس !

105-تابوت غریبان بدم دروازه    اصل ونسب غریب کسی نشناسه 

گر بر سر او تاج منور باشد      نام خوش او ، غریب بی کس باشد ( باشد )----

106-مآیم که بگریم که دلم خالی شو(شود)  از کنج چشون(چشمان من)جوی آب جاری شو ( بضم ش)

مایم (می خواهم )که بگریم که زمین گل گرده (گردد)   شاید که عزیزم به وطن راهی شو (شود)

107-آنجا که منم از غریب نام نبری ( نام نبرید)   از نام بناکام غریب نام نبری ( بفتح ر وسکون ی)

مو( من ) سوخته ی راه غریبان شده یم   مو سوخته را دو باره غریان نبر ی ( نبرید)

108-زدست راه غربت داد وبیداد    زدست راه غربت ، ناله ی زار

نمی دونم کدوم خانه خرابی!   کلید راه غربت را به مو داد؟

109-راه غربت مرا بجان آورده      گوشت های مرا به استخوان آورده 

 بهره نخورد زخانمان وفرزند     هر کس که جدایی بمیان آورده 

110-آشنایی می توان کرد وجدایی مشکل است     شربت روز جداییمثل زهر قاتل است 

حاصل عمرم تو بودی ، ای عزیز مهربان    چون تو رفتی از بر مو(من) عمر مو بی حاصل است .

111-چرا سر گشتگی را یاد کردی (کردید)    مرا با ناله وفریاد کردی (کردید)

مگر مهر غلی در دل نداشتی ؟    که ایام گذشته ر(را) یاد کردی (کردید)

112-پدر خوب است ومادر خیلی بهتر     نهال بی عوض باشد برادر 

هزاران گر نشیند دربرابر   نمیآید زهیچ یک بوی برادر !

113-برادر جان برادر جان ، برادر     برادر دانه ی یاقوت خواهر 

اگر خواهر بمیرد در غریبی       بگیریر پایه ی تابوت خواهر

114-که خواهر بی برادر ، خوش ندارد   به هر مجلس که میره (می رود ) پشت ندارد

به هر مجلس که میره ، خوار وزاره     به دست ماند که پنج انگشت نداره (ندارد)

مرثیه از زبان حضرت زینب :

115-گفت : ای برادر باجان ودل برابر من    بیا که مرگ حسن ریخت خاک بر سر من 

بیاکه شد دل زینب زغصه ریش آخر !    بیا که کرد معاویه کار خویش آخر 

هنوز هجر نبی آورد به فریادم     هنوز ماتم زهرا نرفته از یادم 

هنوز دیده ی خونبار در سراغ علی (ع) است  هنوز لاله ی دل داغ دار داغ علی است 

زمانه رخت سیه باز دربرم نکند     خدانکرده فلک بی برادرم نکند......

زدست مرگهای ناگهانی   بخاک پای هرکس مانده یم مو(من).لازم استنام چندمرحومه را که مطالب را سالها قبل اززباآنها شنیده ام نام ببرم کمرحومه صغری هریوندی ( زن دایی بنده9-مرحومه فطمه کوچی (خاله بنده)- مرحومه مریم کوچی( مادر بنده) - مرحومه زینب کوچی ( خاله بنده ) - مرحومهطلعت کوچی -قالیباف)- مرحومهکبری کوچی (زن عموی بنده _ مرحومه کربلایی سکینه کوچی --مریم کوچی 72 ساله زنده وزن برادرم ومریم کوچی دختر عمویم - کبری کوچی فرزند احسن الله زنده

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 19 بازدید