دو بیتی ها وفراقی ها در کوچ نهارجان

دوبیتی هاکه در محل به آن چهار (چار) بیتی گفته می شود وانواع عاشقانه ودررابطه با موضوعات وابسته بکار یا زندگی انسانها دارد ودر محلهای مختلف از جمله در پشت کار قالی بافی ویا در شب نشینی ها ویا درروزهای دروی گندم ویا در هتگام آبیاری ویا علف چینی خوانده می شوند وگاهگاه از زبان عاشق ومعشوق خوانده می شوند ونیز فراقی ها که باز اززبان عاشق ومعشوق ویا مادر وفرزند ویا برادر وخواهر دور از یک دیگر خوانده می شوند واکثرااز فراق وجدایی ویا دوری از وطن وغربت سخن می گویند ودر شب نشینی ها ویا شبهای عروسی ودامادی ویا در هنگام کار خرمن کوبی ویا کار قالی بافی ویا کاردرمزرعه خوانده می شوند واکثر اوقات دو نفر در جواب یک دیگر می خوانند بسیار گسترده وفراوانند وکسی نمی تواند همه ی آنهارا بیاد داشته ویا شمارش کند ومن تا جایی که در خاطر دارم ویا به آن دسترسی داشته ام گزیده ای از آنهارا درذیل برای برنامه فرهنگ مردم به نگارش می آورم ناگفته نماند که در بیرجند وکوچ به مجالس شب نشینی (آتشانی یا اءتشونی- به فتح همزه اول وسکون همزه دوم ) گفته می شود واما دوبیتی ها وفراقی های روستای کوچ:

1-خداوندا خداوند جهانی   خداوند زمین وآسمانی  خداوندا تو پیران بیامرز   جوانان را بکام دل رسانی 

2-خدایا دل دونیمه دل دو نیمه   فراق راه دور هیچ کس نبینه(نبیند)

فراق راه دوری که مو (من) دیدم     مسلمان نشنوه ( نشنود) کافر نبیه (نبیند )

3-محمد را جمال پاک صلوات   بر آن خورشید نه افلاک صلوات 

امیرالمومنین ، اولاد اورا     بلند وبی حد وبی باک صلوات 

4-علی ر(را) دیدم علی ردر خواب دیدم  علی ر(را) در مسجد ومحراب دیدم 

علی را کی شناسد هر منافق    علی ر(را)در رخت عالم تاب دیدم 

5-خدا کرده که مو (من) دور از تو باشم     بغم باریکتر از موی تو باشم (به ضم ش)

خدا داده به تو حسن وجمالی    که مو (من) در حسرت روی تو باشم 

6-ستاره سرزد و بیدار بودم     بپای رخنه ی دیوار بودم 

ستاره ی صبح صادق که اثر کرد    هنوز در انتظار یار بودم (به ضم دال تلظ کنند)

7-هوا گرم است وسر سایه میآیه  صدای کل کل پایه می آیه (می آید)

صدای کل کل پایه نه چندان   صدای کفش جانانه می آیه 

8- دو تا یار دارم ویک نیمه ی دل   میان هر دو دو افتاده مشکل                    خداوندا تو این دل را دو تا کن    به هریک می دهم یک نیمه ی دل 

9-شب مهتاب ومهتاب دش من مو (من)    دو زلف یار طوق کردن مو 

خداوندا تو تاریکی بپا کن   که تاریکی رفیق وهمدم مو (من)

10-درو را با سر دشت می کنم مو (من)    تورا می بینم وغش می کنم مو (من)

همون(همان) خاکی که از کفشات بریزه    همون را سرمه ی چشم می کنم مو 

11-صدا کردی بقربان صدایت    ببرم چادری تا ساق پایت 

 ببرم چادری کوتاه نباشه (نباشد )  که نامحرم نبینه دست وپایت 

12-هوا گرم است وگرمی می کنه دل   هوای حوض سنگی می کنه دل 

هوای حوض سنگی را نه چندان    هوای سر بلندی می کنه دل 

13-رمه در کال ومو پایین کالم      رمه چرخ میزنه مو بی خیالم 

خدایا گرگ گرسنه زود بمیره   که هر شو می بره مال حلالم 

14-الا بابا که خود کردی کلانم      بدست خود زدی آتش بجانم 

زبان زرگری گفتی بله کن    بله کردم که خشک می شد زبانم (گویند این دو بیتی را هنگام رفتن دختر به خانه شوهر عروس در هنگام خداحافظی با پدرش می خواند )

15-مو مرغی بدم میون مرغان شما   سنگ بزدی(بزدید) پریدم از بام شما

سنگی بزدی (بزدید) بال موره (منرا) بشکستی ( بشکستید)  مواهل بدم به گفت وفرمان شما 

( گویند این دو بیتی را دختر هنگام خداحافظی با مادر ورفتن به خانه شوهر می خواند وگله ودرد دل خودرا با پدر ومادر بیان می کند )

16-چنو ( چنان ) ناله مکن که جان ندارم  توانای ناله ی سوزان ندارم 

چنو( چنان ) باران غم باریده بردل      که مو درد تورا درمان ندارم 

17- بیا تا ما وتو همراز باشیم  چو کفتر بر گلوی چاه باشیم 

اگر کفتر نناله ما بنالیم    زحال یک دیگر آگاه باشیم 

18-سیه طالع زمادرزاده بودم   به غم های جهان افتاده بودم 

در آن روزی که طالع می نوشتند    یقین مو از قلم افتاده بودم 

19-برخیز ته(تا) برم(بریم = برویم) ازاین ولایت من وتو   تو دست مرا بگیر ومو دامن تو 

جایی برویم که هردو بیمار شویم      تو از غم بیکسی ومو از غم تو 

20-سرت بردار تا مو رویت بینم     کمند طاق ابرویت ببینم 

کمند طاق ابرو گرد گرفته   بده دسمال ته مو گردش بگیرم 

21-زدست راه غربت داد وبیداد   زدست راه غربت ناله ی زار 

نمی دونم کدام خانه خرابی   کلید راه غربت را به مو(من)داد

22- راه غربت مرا بجان آورده   گوشتای موره(مرا ) به استخوان آورده 

بهره نخوره زخانمان وفرزند    هرکس که جدایی به میان آورده 

23-آشنایی می توان کرد وجدایی مشکل است  شربت روز جدایی مثل زهر قاتل است

حاصل عمرم تو بودی ای عزیز مهربون   چون تو رفتی ازبرمو(من) عمر مو (من) بی حاصل است

24-چرا سر گشتگی بنیاد کردید   مرا با ناله و فریاد کردید 

 مگر مهر علی دردل نداشتید    که ایام گذشته ر(را) یاد کردید ( بجای کردیدلفظ( کردی) به فتح کاف وسکون ر وفتح دال وسکون یاو تلفظ کنند که صیغه جمع واحترام آمیز است ).

25-دلی دارم ، دلی دارم پر از غم     نه یک جو می کنم غم از دلم کم

نه دستم می رسد که گل بچینم    نه آن سرو بلند سر می کند خم 

26- گل سرخم گل سرخ الاله  بدنبالت کشم صد آه وناله

اگر یک شب بیایی ور سرایم      خودم ساقی شوم ، چشمم پیاله

27-خودم مرواریم، در می شناسم  میون خارها ، گل می شناسم 

 خودم سوداگر کل هراتم (جهانم)   زن مقبول به چادر می شناسم 

28-بیابون گشته راه این ول من    غمانت کارکرده ور دل مو (من)

دعایی می کنم باران نباره    که سرما خورده ای برگ گل مو (من)

29-دلم خواهه نشینه روبرویت   بدست خود زنم شانه به مویت

خدا تخت سلیمانی به من داد    همون روزی که کردم گفتگویت (گفتگوکردن = خواسگاری کردن )

30-نوشتم بر درو دیوار باغت       که روز عید می آیم سراغت 

برایت کفش وانگشتر میارم     اگر راضی بشه نه نه ی چاقت (= منظور مامان چاق هست )

31-نگار مو نشسته پای دیوار   نمی دانه غلاج درد بیمار

علاج درد بیمار یک طبیبی است    علاج درد عاشق دیدن یار 

32-بیا مرغ سفید سینه چاکم    اگر امشو (امشب) نیایی مو (من) هلاکم 

اگر امشو (امشب ) نیایی تا خروس خوان     خروس خوان دگر مو (من) زیر خاکم 

33-هلا دختر دو چشم زاغ داری     سبد در دست ومیل باغ داری

سبد دردست ، میل باغ ما کن       سرم را بشکن ودردم دوا کن 

34-کسی که عاشقه مست وملنگه      در خلوت خونه مثل پلنگه

 خموشی که نمی تون خورد نان     در امر عاشقی خیلی زرنگه

35-کسی که عاشق است ازجان نترسد     زبند وکنده وزندان نترسد 

دل عاشق مثال گرگ گشنه    که گرگ از هی هی چوپان نترسد 

36- اگر یار منی یک جو نخور غم   بده دستت بدستم ، خاطرت جمع

 نیم نامردکه بد قولی نمایم    به قرآنی که می خوانم دمادم -

37-چنان مهرت به قلب مو اثر کرد    مرا از عالم هستی بدر کرد 

نگار مو نشسته بر لب جو        عجب دستمال مشکینی بسر کرد

38- نگین انگشتری دارم بنامت       میان هر دو لب گیرم سراغت 

اگر پنج بوس دهی امروز بعاشق       دعای جالبی خم کرد (خواهم کرد ) بجانت 

39-سه ماه بعد عید سال نو شد       به خوش بختی که ایام درو شد 

پسر در پشت زین وسایه ی چتر       بمیرم بر کسی که بر مو، دتو شد (= تبکرد )

40-دوتا لیمو فرستاده ول مو (گل مو)      برای صبر و آرام دل مو 

چقدر صبر وچه بس زحمت کشیدم       ول بالا بلند عاقل مو 

41-دلم تنگ است برای دیدن تو   برای چشمان وآن خندیدن تو 

دلم تنگ است برای شبهای مهتاب     بروی تخت خواب ، خوابیدن تو 

42-یتوی خانه ی بیرجند اسیرم       هوای جای پات کرده مریضم 

کسی نیسته که پرسد حال زارم   غریب وبیکسم ، هیچ کس ندارم 

43-اگر خشخاش گرده استخوانم      همان قولی که دادم با زبانم 

اگر صد سال دیگر زنده باشم    تو باشی دلبر شیرین زبانم 

44-رضا هستم که مو سیخ پخل شم (شوم)    بتوی مشت ابرو برکمند شم 

چنان مهرت فتاده در دل مو     که مو از لیلی و مجنون بتر شم 

45-نسایو سرمه در چشم چپ تو    طلا می پاشد از کنج لب تو 

طلا می پاشد خروار به خروار       به مثقال می فروشد مادر تو --- پخل در بیت اول شماره 44 : ساقه گندم راگویند که درساخت پالان الاغ از آن استفاده می شود ---

46-به پشت بام درخت بید دارم    به درگاه خدا امید دارم 

به درگاه خدا امید تا کی ؟   ترا بر دیگری کی دید دارم ؟

47-کسی چون من غریب در این وطن نیست     گرفتار غم ودردو محن نیست 

نه تنها، در غریبی در امانم        کسی چون با خبر ازدرد من نیست 

48-غریب افتاده ام در این ولایت   به هرکس می رسم داد وشکایت 

نه رو دارم دراین قلعه بمانم    نه رودارم ، روم سوی ولایت 

49-سر کوی بلند تا کی نشینم       که لاله سر زند مو گل بچینم 

گل سرخ وسفید بر هم تنیده        پریشانم کدام گل را بچینم 

50-زدست دیده ودل هردو فریاد      که هرچه دیده بیند ، دل کند یاد 

بسازم خنجری نیشش زپولاد    زنم بر دیده تا دل گردد آزاد 

/ 1 نظر / 17 بازدید
mha3131

دوبیتی هاکه در محل به آن چهار (چار) بیتی گفته می شود وانواع عاشقانه ودررابطه با موضوعات وابسته بکار یا زندگی انسانها دارد ودر محلهای مختلف از جمله در پشت کار قالی بافی ویا در شب نشینی ها ویا درروزهای دروی گندم ویا در هتگام آبیاری ویا علف چینی خوانده می شوند وگاهگاه از زبان عاشق ومعشوق خوانده می شوند ونیز فراقی ها که باز اززبان عاشق ومعشوق ویا مادر وفرزند ویا برادر وخواهر دور از یک دیگر خوانده می شوند واکثرااز فراق وجدایی ویا دوری از وطن وغربت سخن می گویند ودر شب نشینی ها ویا شبهای عروسی ودامادی ویا در هنگام کار خرمن کوبی ویا کار قالی بافی ویا کاردرمزرعه خوانده می شوند واکثر اوقات دو نفر در جواب یک دیگر می خوانند بسیار گسترده وفراوانند وکسی نمی تواند همه ی آنهارا بیاد داشته ویا شمارش کند ومن تا جایی که در خاطر دارم ویا به آن دسترسی داشته ام گزیده ای از آنهارا درذیل برای برنامه فرهنگ مردم به نگارش می آورم ناگفته نماند که در بیرجند وکوچ به مجالس شب نشینی (آتشانی یا اءتشونی- به فتح همزه اول وسکون همزه دوم ) گفته می شود واما دوبیتی ها وفراقی های روستای کوچ: 1-خداوندا خداوند جهانی خداوند زمین وآسمانی خداوندا تو پیران بیامرز جوانان را بکام دل رسانی 2-خدایا دل دونیمه دل دو نیمه فراق راه دور هیچ کس نبینه(نبیند) فراق راه دوری که مو (من) دیدم مسلمان نشنوه ( نشنود) کافر نبیه (نبیند ) 3-محمد را جمال پاک صلوات بر آن خورشید نه افلاک صلوات امیرالمومنین ، اولاد اورا بلند وبی حد وبی باک صلوات 4-علی ر(را) دیدم علی ردر خواب دیدم علی ر(را) در مسجد ومحراب دیدم علی را کی شناسد هر منافق علی ر(را)در رخت عالم تاب دیدم 5-خدا کرده که مو (من) دور از تو باشم بغم باریکتر از موی تو باشم (به ضم ش) خدا داده به تو حسن وجمالی که مو (من) در حسرت روی تو باشم 6-ستاره سرزد و بیدار بودم بپای رخنه ی دیوار بودم ستاره ی صبح صادق که اثر کرد هنوز در انتظار یار بودم (به ضم دال تلظ کنند) 7-هوا گرم است وسر سایه میآیه صدای کل کل پایه می آیه (می آید) صدای کل کل پایه نه چندان صدای کفش جانانه می آیه 8- دو تا یار دارم ویک نیمه ی دل میان هر دو دو افتاده مشکل خداوندا تو این دل را دو تا کن به هریک می دهم یک نیمه ی دل 9-شب مهتاب ومهتاب دش من مو (من) دو زلف یار طوق کردن مو خداوندا تو تاریکی بپا کن که تاریکی رفیق وهمدم مو (من) 10-درو را با سر دشت می کنم مو (من) تورا می بینم وغش می کنم مو (من) همون(همان) خاکی که از کفشات بریزه همون را سرمه ی چشم می کنم مو 11-صدا کردی بقربان صدایت ببرم چادری تا ساق پایت ببرم چادری کوتاه نباشه (نباشد ) که نامحرم نبینه دست وپایت 12-هوا گرم است وگرمی می کنه دل هوای حوض سنگی می کنه دل هوای حوض سنگی را نه چندان هوای سر بلندی می کنه دل 13-رمه در کال ومو پایین کالم رمه چرخ میزنه مو بی خیالم خدایا گرگ گرسنه زود بمیره که هر شو می بره مال حلالم 14-الا بابا که خود کردی کلانم بدست خود زدی آتش بجانم زبان زرگری گفتی بله کن بله کردم که خشک می شد زبانم (گویند این دو بیتی را هنگام رفتن دختر به خانه شوهر عروس در هنگام خداحافظی با پدرش می خواند ) 15-مو مرغی بدم میون مرغان شما سنگ بزدی(بزدید) پریدم از بام شما سنگی بزدی (بزدید) بال موره (منرا) بشکستی ( بشکستید) مواهل بدم به گفت وفرمان شما ( گویند این دو بیتی را دختر هنگام خداحافظی با مادر ورفتن به خانه شوهر می خواند وگله ودرد دل خودرا با پدر ومادر بیان می کند ) 16-چنو ( چنان ) ناله مکن که جان ندارم توانای ناله ی سوزان ندارم چنو( چنان ) باران غم باریده بردل که مو درد تورا درمان ندارم 17- بیا تا ما وتو همراز باشیم چو کفتر بر گلوی چاه باشیم اگر کفتر نناله ما بنالیم زحال یک دیگر آگاه باشیم 18-سیه طالع زمادرزاده بودم به غم های جهان افتاده بودم در آن روزی که طالع می نوشتند یقین مو از قلم افتاده بودم 19-برخیز ته(تا) برم(بریم = برویم) ازاین ولایت من وتو تو دست مرا بگیر ومو دامن تو جایی برویم که هردو بیمار شویم تو از غم بیکسی ومو از غم تو 20-سرت بردار تا مو رویت بینم کمند طاق ابرویت ببینم کمند طاق ابرو گرد گرفته بده دسمال ته مو گردش بگیرم 21-زدست راه غربت داد وبیداد زدست راه غربت ناله ی زار نمی دونم کدام خانه خرابی کلید راه غربت را به مو(من)داد 22- راه غربت مرا بجان آورده گوشتای موره(مرا ) به استخوان آورده بهره نخوره زخانمان وفرزند هرکس که جدایی به میان آورده 23-آشنایی می توان کرد وجدایی مشکل است شربت روز جدایی مثل زهر قاتل است حاصل عمرم تو بودی ای عزیز مهربون چون تو رفتی ازبرمو(من) عمر مو (من) بی حاصل است 24-چرا سر گشتگی بنیاد کردید مرا با ناله و فریاد کردید مگر مهر علی دردل نداشتید که ایام گذشته ر(را) یاد کردید ( بجای کردیدلفظ( کردی) به فتح کاف وسکون ر وفتح دال وسکون یاو تلفظ کنند که صیغه جمع واحترام آمیز است ). 25-دلی دارم ، دلی دارم پر از غم نه یک جو می کنم غم از دلم کم نه دستم می رسد که گل بچینم نه آن سرو بلند سر می کند خم 26- گل سرخم گل سرخ الاله بدنبالت کشم صد آه وناله اگر یک شب بیایی ور سرایم خودم ساقی شوم ، چشمم پیاله 27-خودم مرواریم، در می شناسم میون خارها ، گل می شناسم خودم سوداگر کل هراتم (جهانم) زن مقبول به چادر می شناسم 28-بیابون گشته راه این ول من غمانت کارکرده ور دل مو (من) دعایی می کنم باران نباره که سرما خورده ای برگ گل مو (من) 29-دلم خواهه نشینه روبرویت بدست خود زنم شانه به مویت خدا تخت سلیمانی به من داد همون روزی که کردم گفتگویت (گفتگوکردن = خواسگاری کردن ) 30-نوشتم بر درو دیوار باغت که روز عید می آیم سراغت برایت کفش وانگشتر میارم اگر راضی بشه نه نه ی چاقت (= منظور مامان چاق هست ) 31-نگار مو نشسته پای دیوار نمی دانه غلاج درد بیمار علاج درد بیمار یک طبیبی است علاج درد عاشق دیدن یار 32-بیا مرغ سفید سینه چاکم اگر امشو (امشب) نیایی مو (من) هلاکم اگر امشو (امشب ) نیایی تا خروس خوان خروس خوان دگر مو (من) زیر خاکم 33-هلا دختر دو چشم زاغ داری سبد در دست ومیل باغ داری سبد دردست ، میل باغ ما کن سرم را بشکن ودردم دوا کن 34-کسی که عاشقه مست وملنگه در خلوت خونه مثل پلنگه خموشی که نمی تون خورد نان در امر عاشقی خیلی زرنگه 35-کسی که عاشق است ازجان نترسد زبند وکنده وزندان نترسد دل عاشق مثال گرگ گشنه که گرگ از هی هی چوپان نترسد 36- اگر یار منی یک جو نخور غم بده دستت بدستم ، خاطرت جمع نیم نامردکه بد قولی نمایم به قرآنی که می خوانم دمادم - 37-چنان مهرت به قلب مو اثر کرد مرا از عالم هستی بدر کرد نگار مو نشسته بر لب جو عجب دستمال مشکینی بسر کرد 38- نگین انگشتری دارم بنامت میان هر دو لب گیرم سراغت اگر پنج بوس دهی امروز بعاشق دعای جالبی خم کرد (خواهم کرد ) بجانت 39-سه ماه بعد عید سال نو شد به خوش بختی که ایام درو شد پسر در پشت زین وسایه ی چتر بمیرم بر کسی که بر مو، دتو شد (= تبکرد ) 40-دوتا لیمو فرستاده ول مو (گل مو) برای صبر و آرام دل مو چقدر صبر وچه بس زحمت کشیدم ول بالا بلند عاقل مو 41-دلم تنگ است برای دیدن تو برای چشمان وآن خندیدن تو دلم تنگ است برای شبهای مهتاب بروی تخت خواب ، خوابیدن تو 42-یتوی خانه ی بیرجند اسیرم هوای جای پات کرده مریضم کسی نیسته که پرسد حال زارم غریب وبیکسم ، هیچ کس ندارم 43-اگر خشخاش گرده استخوانم همان قولی که دادم با زبانم اگر صد سال دیگر زنده باشم تو باشی دلبر شیرین زبانم 44-رضا هستم که مو سیخ پخل شم (شوم) بتوی مشت ابرو برکمند شم چنان مهرت فتاده در دل مو که مو از لیلی و مجنون بتر شم 45-نسایو سرمه در چشم چپ تو طلا می پاشد از کنج لب تو طلا می پاشد خروار به خروار به مثقال می فروشد مادر تو --- پخل در بیت اول شماره 44 : ساقه گندم راگویند که درساخت پالان الاغ از آن استفاده می شود --- 46-به پشت بام درخت بید دارم به درگاه خدا امید دارم به درگاه خدا امید تا کی ؟ ترا بر دیگری کی دید دارم ؟ 47-کسی چون من غریب در این وطن نیست گرفتار غم ودردو محن نیست نه تنها، در غریبی در امانم کسی چون با خبر ازدرد من نیست 48-غریب افتاده ام در این ولایت به هرکس می رسم داد وشکایت نه رو دارم دراین قلعه بمانم نه رودارم ، روم سوی ولایت 49-سر کوی بلند تا کی نشینم که لاله سر زند مو گل بچینم گل سرخ وسفید بر هم تنیده پریشانم کدام گل را بچینم 50-زدست دیده ودل هردو فریاد که هرچه دیده بیند ، دل کند یاد بسازم خنجری نیشش زپولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد